تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
در وصف دژ الاتامديا « 1 » و شهرهاى مرند و خوى و تبريز كه تختگاه پادشاهان ايران است و شرح دژها و كاخها و چشمه‌ها و گرمابه‌هايى كه در آنجاست . در بيان مسجد شگفت‌انگيزى كه در وسط شهر قرار دارد . دربارهء مردان و زنان و آداب و رسوم ايشان و وضع بازرگانى تبريز .

[ فصل هفت ] 7

رشتهء سخن را اندكى رها كردم تا خواننده را از اين داستان شنيدنى « 2 » آگاه كرده باشم و اكنون باز بايد به مطلب بازگردم و از دژ وان كه پيش از اين ياد كردم سخن گويم . از وان كه بگذريم به مسافت سه روز راه مىرسيم به دژى ديگر به نام الاتامديا . كه ساكنان و حكمران آنها تنها تركمانانند و ايشان مردمانى نيك‌گوهرند . به مسافت سه روز از اين محل مىرسيم به مرند « 3 » كه در روزگار باستان چنان كه از بناهاى قديمى آن برمىآيد شهرى بزرگ بوده است . مرند در دشتى زيبا قرار دارد با نهرها و باغهاى فراوان اما قسمت داخلى مرند عبارت است از شهرى كوچك كه داراى بازارى است . اگر سه روز ديگر به سفر خود ادامه دهيم مىرسيم به دشت بزرگ نيكويى كه كوههاى بلند آن را در ميان گرفته است و در ميان آن محل وسيعى به نام خوى قرار دارد كه در روزگار قديم شهرى بزرگ بوده است و اين مطلب از ديدن جاى پهناورى برمىآيد كه ويرانه‌هاى شهر را دربر دارد . در روزگار قديم رسم بر اين بوده است ( و هنوز اين رسم باقى است ) كه هنگامى كه شاه مىخواهد با لشكر
هامش
( 1 ) .Elatamedia( 2 ) . مراد نويسنده داستان آن كرد ياغى است كه پيش از اين گذشت . - م . ( 3 ) . در متنMerent. گرى در حاشيه مىنويسد : « مرند شهرى است تقريبا در وسط راه تبريز به خوى و از اين نام چنين برمىآيد كه مقصود مؤلف همين مرند است ، اما جهانگرد ونيزى صريحا در اينجا مىنويسد كه مرند بين وان و خوى است . ازاين‌رو بايد محل آن را در آن قسمت سفيد از نقشهء كيپرتkiepertدر مشرق درياچهء وان سراغ كرد . »
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 405 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى