دژنشينان را پذيرفت . آنگاه دروازههاى دژ را به روى او گشودند و چون داخل قلعه شد گفتند كه زيدى بيگ شبانه با درباريان خود فرار را بر قرار ترجيح داده است .
حال بنگريد كه بيرام بيگ از اينكه نتوانسته بود دشمن را بچنگ آورد چه مايه دلتنگ و غمگين شد . بارى پس از آنكه حاكمى براى حفظ قلعه برگماشت و خواربار كافى در اختيار او نهاد به تبريز بازگشت . شاه اسماعيل فرمان داد كه در همهجا جشن شادى و بزم سرور برپا كنند و اين رسمى است كه مردم آن ديار چون چنين خبرهاى خوشى بشنوند بجاىآورند . آنگاه شاه با بسيارى از بزرگان درگاه به خوى رفت و چندى در آنجا ماند و به شكار و ديگر سرگرميها پرداخت .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: جوزافا باريارو
ص٤٠٤