تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
رود بزرگى روان است كه آبى شور دارد ، و پلى سنگى بر آن زده‌اند . در تمام نواحى مجاور چشمه‌هايى ديده مىشود ، ولى آب عمدهء آن نواحى از كاريز است . درون كاخهاى شاهان گذشته را ، به نحوى شگفت‌انگيز آراسته‌اند و از بيرون با زر و رنگهاى گوناگون پوشانده ؛ و هر كاخى را مسجدى و گرمابه‌اى جداگانه است كه آنها را نيز زراندود كرده و با طرحهاى ظريف و زيبا زينت داده‌اند . هر فرد تبريزى درون اتاق خود را سراپا گچ‌برى كرده و طرحهاى گوناگون را با شنگرف آراسته است . بسيارى از مسجدها را نيز چنان ساخته‌اند كه تحسين بينندگان را برمىانگيزد . از جمله مسجدى است در وسط شهر كه چنان خوب ساخته‌اند كه نمىدانم چگونه به شرح و توصيف آن بپردازم ، اما درهرحال مىكوشم به نحوى اين كار را انجام دهم . اين مسجد « عمارت عالىقاپو » « 1 » ناميده مىشود و بسيار بزرگ است ، اما هرگز قسمت ميانهء آن را نپوشانده‌اند . در قسمتى كه مسلمانان به عبادت مىپردازند محراب « 2 » يا طاقى است چنان بزرگ كه اگر تيرى پرتاب كنند به سقف آن نمىرسد اما اين قسمت ناتمام مانده است . همهء محوطه اطراف آن داراى طاقهايى است كه از سنگهاى اعلا ساخته‌اند و اين طاقها بر ستونهاى مرمر قرار دارد ، مرمرهايى چنان اعلا و شفاف كه به بلور مىماند و همهء اين ستونها از حيث بلندى و پهنى يكسان و ارتفاعشان پنج شش قدم است . اين مسجد سه در دارد كه تنها دو تا از آنها باز است و قسمت بالاى درها قوسىشكل است . هردرى را ستونى است سنگى كه از مرمر ساخته نشده بلكه از سنگهايى به رنگهاى گوناگون بنا كرده‌اند ، بقيهء طاق را از طبقات گچ‌برى ساخته‌اند نه از سنگ مرمر . در مدخل هر در لوحه‌اى از مرمر شفاف نصب كرده‌اند ، چنان صاف و اعلا كه هركس مىتواند عكس روى خود را در آن بيند . اين مسجد را از روستاهاى پيرامون شهر مىتوان ديد حتى از مسافت يك ميل مىتوان اين الواح را كه پهناى هر كدامشان سه يا رد است به خوبى مشاهده كرد . درهايى كه باز و بسته مىشود عرضشان سه يا رد و ارتفاعشان پنج يا رد است و آنها را از تيرهاى بزرگى كه به قطعات و باريكه‌هاى مختلفى تقسيم شده است ساخته‌اند
هامش
( 1 ) . در متنImareth alegeat. گرى دربارهء اين نام حاشيه‌اى ندارد . ( 2 ) . متن انگليسى چنين استThere is a choir that is a vault.
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 408 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى