تومان بيگ ، سلطان جديد مصر ، پس از شنيدن خبر ظفر سلطان عثمانى ، الغزالى را به غزه مىفرستد تا با عثمانيان بجنگد ، اما سنان پاشا به يارى عثمانيان مىشتابد و لشكر مماليك را شكست مىدهد . سلطان عثمانى دمشق را ترك مىگويد و به اورشليم مىرود ؛ در آنجا صدقه مىدهد و قربانى مىكند .
[ فصل بيست و يك ] 21
سلطان جديد قاهره ، دواتدار كبير « 1 » ملقب به تومان بيگ « 2 » به زودى از پيروزى سلطان سليم آگاه شد ، و الغزالى كه سردارى دلير بود به محض ورود به قاهره رخصت خواست كه برود و با لشكر عثمانى درآويزد . عثمانيان كه به غزه رسيده بودند پاى فشردند ، و الغزالى كه با پنج هزار تن از مماليك مجهز و مسلح از قاهره به راه افتاده بود از روستاها شتابان گذشت و به گردآوردن لشكر پرداخت . عثمانيانى كه در غزه بودند بيمناك شدند و با اين همه قصد كردند كه شمشير در دست جان دهند .
چون اين خبر به سلطان عثمانى رسيد بر آن شد كه نيروى خود را در غزه تقويت كند . بدين قصد سنان پاشا را با پانزده هزار سپاهى بدان صوب روانه كرد .
الغزالى قاهره را ترك گفت و به كاتيا « 3 » رفت و پس از عبور از كوير پرريگ به كاروانسرايى رسيد و در آنجا فرود آمد . جاسوسان ورود سنان پاشا را به او خبر دادند . اگرچه سخت ملول شد - زيرا مىديد كه سنان سد راه رسيدنش به مقصود شده است - بااينحال به سپاهيان خود دل داد و اندرز داد كه مردانه بجنگند و قول داد كه در نبرد پيروز خواهند شد . شبهنگام خواست كه بر عثمانيان شبيخون
هامش
( 1 ) . در متنDiodarو در حاشيهء گرى دواتدارDevetdar.
( 2 ) . در متنTomombeiو در احسن التواريخ تومنى بيگ ص . 164 و در حاشيهء گرى تومان بيگ «Tomant Bey. آخرين سلطان مصر » .
( 3 ) .Catia