زند اما اين خبر به گوش دشمن رسيد و سنان پاشا صفآرايى كرد و بر آن شد كه يا پيروز گردد يا در جنگ كشته شود زيرا راهى جز اين نداشت و عدهء فراوانى از عربهاى مغرب او را در محاصره گرفته بودند . عثمانيان آن شب را به شادكامى و آتشبازى گذراندند و براى پيروزى به درگاه خدا دعا كردند . آنگاه روى به راه نهادند .
مردم غزه پنداشتند كه به عقبنشينى دست زدهاند تا به سلطان عثمانى بپيوندند .
پس همهء سربازان زخمى ترك را هلاك كردند ، و به الغزالى خبر بردند كه سپاهيان عثمانى رو به گريز نهادهاند . وى از شنيدن اين خبر سخت خشنود شد ؛ اما سه ساعت از روز برآمده چون از دور گرد و خاك لشكر عثمانيان را ديد - كه پنداشته بود فرار بر قرار گزيدهاند - و دانست كه به جنگ او مىآيند رضايتش بدل به نفرت شد ، و سخت از اين كار حيرت كرد . سپاهيان عثمانى چون به دشمن نزديك گرديدند از اسبها پياده شدند و تنگ اسبها را محكم بستند و از يكديگر حلالخواهى كردند و با هم دست دادند و يكديگر را در آغوش گرفتند و به درگاه خدا دعا كردند و او را سوگند دادند به پيامبرشان محمد [ ص ] و چهار خليفهء او ابو بكر و عمر و عثمان و على [ ع ] و ديگر انبياى سلف كه فتح و ظفر نصيب مسلمانان حقيقى گرداند . آنگاه سنان پاشا رو بهسوى لشكر كرد و همه را اندرز داد و گفت كه پيش از آن بارها لشكرهاى بزرگتر را شكست داده و در جنگهاى مهمتر از اين پيروز شدهايد « 1 » و
هامش
( 1 ) . نولز در كتاب خود ، تاريخ تركان ، ص . 535 مىنويسد : پاشا تفنگداران خود را در جناحين مستقر كرده بود كه صف آنان را تقويت كرده باشد و نيز تا بتوانند توپخانه را با آزادى عمل بيشترى به كار برند و دشمن را آسانتر در ميان گيرند . در وسط ، سوارهنظام را مستقر كرده بود تا بتوانند در برابر نخستين حملهء مماليك مقاومت كنند . الغزالى [ در متنGazelles] چون به دشمن نزديك شد سواران سبك اسلحهء عرب را از پيش فرستاد تا نسبت به جناحين دشمن عمليات ايذايى انجام دهند و خود با مملوكهايش مستقيم به قلب عثمانيان حمله برد . جنگى عظيم و هراسانگيز درگرفت و پيروزى اين يا آن فريق مورد ترديد بود . عدهء عثمانيان هر چند بمراتب بيش از دشمن بود با اين همه نتوانستند در برابر مماليك مسلح و دلير پايدارى كنند و از عقب نشستن در برابر خصم خرسند بودند و چون مماليك در صفوف عثمانى رخنه كردند ، اينان خود را باختند و در صدد يافتن راه گريز برآمدند . اما در اين اثنا به فرمان سنان پاشا تفنگداران كه با نخستين رگبار تفنگهاى خود عربها را دفع كرده بودند ، سپاه دشمن را دور زدند و جناحهاى آن را در ميان گرفتند و از اين رهگذر مردان و اسبان را از دور با بارانى از گلولههاى مرگبار كشتند . در چنان حالى شجاعت به كار مماليك نمىآمد و نفرات عثمانى توانستند آنان را در ميان بگيرند . زيرا هربار كه مماليك به سوى تركان عثمانى -