تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
اوزون حسن ، سلطان عثمانى را كه پس از شكست به كشور خود بازگشته بود ، دنبال مىكند . نبردى درمىگيرد كه در آن اوزون حسن از لشكر جدا مىشود و مىگريزد و ايرانيان شكسته مىشوند و سلطان عثمانى پيروز مىگردد .

[ فصل هشت ] 8

پس از تحمل اين شكست سلطان عثمانى سخت بيمناك گشت . بر آن شد كه لشكر خود را از كوتاهترين راه به كشور خود بازگرداند . دلجويى سربازان را گذشته از مزد معمول مساعده‌اى ديگر به آنان داد . مساعده‌اى كه پيش از آن ، هنگام رفتن به جنگ ايرانيان ، به سپاهيان خود داده بود به آنان بخشيد . همچنين همهء بندگانى را كه در اردوى او بودند آزاد كرد ، به شرط آنكه هيچ يك از سپاه او نگريزد ، بلكه به او خدمت كند ، مانند ديگر سپاهيان كه بنده و برده نيستند ؛ و هرچه خواهند مىكنند . به سركردگان سپاه امتيازات فراوان ديگرى بخشيد . لشكر روبه‌راه نهاد و ما از كرانهء رود به پيش مىرانديم و ايرانيان نيز در آن سوى رود چنين مىكردند . در صدد عبور از فرات برنمىآمدند بلكه همچنان جنگ را آماده بودند و مىديدند كه هنوز لشكر عثمانى عظيم‌تر از لشكر ايران است . با اين همه چنان كه بعدها گزارش دادند معلوم شد كه پسران و ديگر سرداران اوزون حسن او را برانگيخته‌اند تا از رود بگذرد و بر ما بتازد زيرا ما به جهت شكستى كه خورده بوديم گريزان بوديم و در اين‌باره رايزنيهاى بسيار شده بود . پس از ده روزى قواى عثمانى از رود دور شد و شهر بايبرت « 1 » را در سمت راست پشت سر نهاده وارد كوهستانى شدند كه ارمنستان بزرگ را از ارمنستان صغير جدا مىكند و رو به‌جانب شمال غربى نهادند و وارد دره‌اى شدند كه بر سر راه طرابوزان قرار دارد . پايان ماه اوت و دومين‌بار بود كه پس از ورود
هامش
( 1 ) . در متنBaybretكه‌گرى در حاشيه بايبورتBaiboortنوشته است .