تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بيگلر بيگ روم‌ايلى « 1 » با همهء سپاهيان خود بدين كار دست يازيد و چون او جوان بود محمود پاشا « 2 » را به همكارى وى برگزيدند . آنگاه درفشها را برافراشتند و كوس و نقاره زدند و ديگر آلات موسيقى جنگى نواختند و به عبور از رود آغاز كردند . از نهرى به نهر ديگر شنا كردند و از كرانماسه‌اى به كرانماسهء ديگر گذشتند و بدين‌گونه به آن سوى رود فرات نزديك شدند . اوزون حسن چون ديد كه دسته‌هاى سپاه عثمانى به گذاره كردن رود آغاز كرده و به كرانهء نزديك او رسيده‌اند دسته‌اى از سپاهيان خاص خود را به مقابله با آنان فرستاد . اين گروه نيز تا مسافتى نسبتا بسيار در آب پيش رفتند اما چون به جايى رسيدند كه نهرى ژرف هر دو طرف را از همديگر جدا مىكرد با تير و كمان به رزم پرداختند . اما چون هنوز عثمانيان آهنگ عبور داشتند سخت در اين كار كوشيدند و گروهى از آنان از نهر گذشتند و با ايرانيان درآويختند . پيكار بيش از سه ساعت مدت گرفت و از هر دو طرف مردمى بيشمار كشته شدند . ايرانيان چون به كرانهء رود نزديكتر بودند به آسانى از لشكر خود مدد مىگرفتند اما عثمانيان چون ناچار بودند كه از گدارى تنگ بگذرند ، هربار معدودى از آنان سوار بر اسب و شناكنان خود را به ياران ديگر مىرساندند . ازاين‌رو بسيارى از آنان را آب از گدار برد و غرق شدند . سرانجام عثمانيان از ايرانيان شكست يافتند و بناى عقب‌نشينى نهادند و چون آهنگ گريز داشتند ناگزير رود را دوباره گذاره كردند . محمود پاشا كه به مسافت نيم ميل از آوردگاه در كرانه‌اى ايستاده بود نه تنها رزمندگان را يارى نكرد بلكه از چندين نهر گذشت و به كرانماسهء ديگر درآمد . ايرانيان عثمانيان را دنبال كردند و كشتند و اسير كردند و نظم سپاه عثمانى كه رو به گريز نهاده بودند بر هم خورد و راه عبور از گدار فرات بند آمد و بسيارى از آنان در گردابهايى كه در اين رود فراوان است افتادند و غرق شدند و يكى از جملهء ايشان خاصه‌مراد ، بيگلر بيگ روم‌ايلى بود . هنگامى كه او با بسيارى ديگر در گردابى عظيم افتاد ، عثمانيان ، بخصوص غلامان و پاسدارانش كه مىخواستند به يارى او بشتابند به پيش تاختند و دوباره بر ايرانيان حمله بردند . پس از آنكه عده‌اى از ايرانيان كشته و در آب غرق
هامش
( 1 ) . خاصه‌مراد ، بيگلربيگ روم‌ايلى . در متنAsmurath Paleolugus. ر . ك . صفحات 236 و 298 . ( 2 ) . در اصل كتاب در اين فصل ، به جاى محمود پاشا بسهو محمد پاشا نوشته‌اند . ( نوايى )