تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آماسيه حركت داد و رو به سوى توقات نهاد كه شهرى است از شهرهاى كاپادوكيه . لشكر پس از پيمودن راهى كه معين شده بود به شهر سيواس رسيد كه در نزديكى كوهستان قرار دارد و رودى عظيم به نام ايريس از آن حوالى مىگذرد و از كوههاى طرابوزان سرچشمه مىگيرد و بر روى آن پل سنگى بزرگى ساخته‌اند . در سمت چپ شهر و پس از عبور از رود به دره‌اى كه در كوه تاوروس قرار دارد رسيديم و در دژى به نام نيكسار « 1 » فرود آمديم كه ازان شاه اوزون حسن بود . در اينجا دشمن بر آقنجيها تاخت و اندك زد و خوردى درگرفت و از دو طرف عده‌اى به نسبت مساوى كشته شدند . عثمانيان دوازده تن اسير به قرارگاه سلطان عثمانى آوردند . بقيهء نگهبانان دژ در انتظار حملهء عثمانيان ننشستند و از آنجا بيرون رفتند و آسيبى به دژ نرسيد تا اينكه لشكر عثمانى فرارسيد ، و چون نمىخواست استحكامات دشمن را در حصار گيرد به پيشروى ادامه داد و شهرى را به نام قويله‌حصار « 2 » كه در سمت چپ بود و تا آنجا چندان فاصله‌اى نداشت ، پشت سر نهاد . اين شهر در ميان كوهستان قرار دارد ، در دره‌اى كه روستاهاى بسيار آن را در ميان گرفته است . ما همچنان به پيشروى ادامه داديم و به دامنهء كوهى بلند در كنار شهرى ديگر رسيديم كه قره‌حصار « 3 » نام دارد و لشكر به فاصلهء نيم ميل از اين شهر اردو زد و سپاهيان سواره نظام روستاها را لگدكوب سم ستوران كردند و آنها را به باد غارت گرفتند ، چنان كه مردم با گله‌ها و هر چه داشتند به استحكامات و كوهستانها و ديگر جاهاى امن و امان گريختند . اردو را برچيديم و به پيشروى ادامه داديم تا به دشتى بزرگ رسيديم كه شهر ارجيان « 4 » در آن قرار گرفته است در محلى كه اندكى از دشت بلندتر است و ولايت ارزنجان « 5 » خوانده مىشود . اما چون شهر داراى برج و بارو نبود مردم به آن سوى رود فرات گريخته بودند . با اين همه معدودى از آنان در شهر مانده بودند . از جمله ، آقنجيها
هامش
( 1 ) . در متنNicherكه‌گرى در حاشيهNiksarنوشته است . ( 2 ) . در متنCoiliuasarكه‌گرى در حاشيه قويلىحصارKoili Hissarنوشته و خواننده را به سفرنامهء زنو ، مراجعه داده است . ( 3 ) . در متنCareafarكه‌گرى در حاشيه آن را همان قره‌حصار شابين دانسته و نوشته است « كانهاى زاج سفيد اين شهر هنوز در كار است اما درآمد آنها اندك است . ر . ك . سفرنامهء زنو ، ص . 237 » . ( 4 ) . شايد مراد اجينEginاست . ر . ك . سفرنامهء زنو . ( 5 ) . در متنArsinganكه‌گرى ارزنجانErzinganنوشته است .