چنان كه مىگويند بر اثر توطئهء زنش ، كه چندان پاكدامن نبود ، بقتل رسيد .
پس از او پسرش الوند بيگ « 1 » بر تخت نشست كه گذشته از ايران بر دياربكر و قسمتى از ارمنستان بزرگ - مجاور رود فرات - فرمان مىراند . در زمان او فرقهء « سياهگوسفندان » چنان از بركت وجود شيخ حيدر « 2 » حيثيت و اعتبار يافت كه ديگر افراد خاندان آققوينلو راه زوال و انحطاط سپردند . شيخ حيدر را « ولى » يا « خواجه » و يا پيامبرى « 3 » بايد خواند كه با تبليغ آيين نوى در اسلام بر اساس اينكه على برتر از عمر بود ، مريدان و مردمانى كه هوادار آيين وى بودند بر خود گرد كرد و چنان در كار خود كامياب شد كه در اين عهدى كه از آن ياد مىكنيم همه او را از اولياء الله و وجودى تقريبا الهى مىپنداشتند . شيخ حيدر از مارتا دختر اوزون حسن و دسپينا خاتون شش فرزند ، سه پسر و سه دختر داشت . هرچند همسرش دختر بانويى مسيحى بود ، دشمن دين ما بشمار مىرفت ، زيرا خويشتن را سركرده فرقهاى غارتگر ساخته بود « 4 » و تا دورترين نقاط مانند سرزمين چركسها تاختوتاز مىكرد و همهجا را به باد يغما مىگرفت و عدهء بيشمارى را اسير مىكرد و به ايران يعنى به شهر خود اردبيل مىآورد . با اين دستاندازيها گذشته از غنايمى كه از راه غارتگرى بدست مىآورد چنان بلندآوازه شد كه به زودى همهء بزرگان فرقهاش پشتيبان او شدند . پس از آنكه لشكرى عظيم آراست دوباره به سرزمين چركسها تاختن گرفت . بعد از عبور از شماخى « 5 » كه از آنجا تا اردبيل هشت روز راه است
هامش
( 1 ) . در متنAllamurاست كه مترجم انگليسى در حواشى خود دربارهء او چنين مىنويسد : « نيز معروف به الموتAlumutيا الوند بيگEluanbegكه تخت و تاجش بىمدعى و بىمنازع نماند ، زيرا برادرش مراد خان با او بناى ناسازگارى و عصيان نهاد و در بابلBabyloniaو فارس دستگاه حكومت چيد » . دربارهء الموت ، براون چنين مىگويد « . . . ظاهرا ميرزا محمود يا ميرزا الوندAlwandمقصود بوده و تحريف شده باشد » ( براون : از سعدى تا جامى ، ترجمهء على اصغر حكمت ، ص . 459 ) . - م . [ بعد از يعقوب ، پسرش بايسنقر پادشاه شد . نوايى ]
( 2 ) . در متنSacheaidareو شيخ حيدر نسبتى با سياهگوسفندان ( قرهقوينلو ) نداشت . - م .
( 3 ) . از پيروان على يعنى علوى بود [ در ترجمهء انگليسى به جاى علوى سهوا علنىAlaneeنوشتهاند كه به ظن غالب اشتباه چاپى است نه سهو مترجم انگليسى ] .
( 4 ) . نگاه كنيد به آنجوللو ، فصل 12 .
( 5 ) . شيروان بزرگترين و مهمترين بخش قفقاز جنوبى است كه از رودخانههاى بسيار مشروب مىشود كه بزرگترين آنها « كور » است . پايتخت شماخى شيروان است كه بنا به نوشتهء كينير به دو شهر قديم و جديد -