تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦

كتاب دوم

چون به خوبى مىدانم كه مردم در همه‌جا شيفتهء بدايعند و بخصوص تاريخ‌دانان مستعد قبول اخبار شاهان نامدار مىباشند مناسب چنان ديدم كه بر روايتى كه پيش از اين نقل كردم شرحى مختصر بياورم از جنگهايى كه پس از مرگ اوزون حسن ميان ايران و ديگران درگرفت . خوانندگان از اين شرح مختصر درخواهند يافت كه چه شگفتيها مىتوان دربارهء اين پادشاهان نوشت . كاش ايرانيان گذشته از تمدن و آداب و عادات نيكو ، و دلاورى و جنگجويى داراى ادبياتى « 1 » بودند كه مىتوانست به ضبط و تدوين اخبار و اعمال ايشان ، بپردازد و آنها را براى ستايش آيندگان بجاى گذارد . اما پادشاهان مشرق‌زمين نبايد در حسرت چيزى باشند جز اينكه درخت علم و ادب در ميان قوم ايشان بار نگرفت ؛ كاش دانش‌دوستى را به افتخارات نظامى خود مىافزودند تا آن مددكار اين مىشد و شاهان ايران بلندآوازه‌تر از پادشاهان ما مىگرديدند . « 2 » همچنان‌كه موضوعات دلكش محرك نيروى نويسندگى است ، نويسندهء زبردست نيز غالبا مىتواند آنچنان آثار قلمى درخشانى پديد آورد كه حتى در ميان نوشته‌هاى پرارزش مثل اعلاى فخامت باشد .
هامش
( 1 ) . ادبيات فارسى در آن زمان در اوج عظمت بود و پاره‌اى از ستارگان قدر اول ادب در آن عهد درخشيده‌اند ، نگاه كنيد به اوايل اين سفرنامه . - م . ( 2 ) . اين همه جهل و بىخبرى راموزيو سفرنامه‌نويس ايتاليايى حاكى از آن است كه كاترينو زنو و ديگر سفيران ونيز كه وى آثارشان را تدوين كرده است هموطنان خود را از فرهنگ و تمدن ، بخصوص از ادبيات ايران عامدا يا من غير عمد بىخبر نگاه داشته بودند و گرنه او نمىبايست اين همه از نبودن تاريخ و تاريخ‌نويس و دانش و ادب در ايران ناليده و تنها قدرت جنگى و نظامى ايران را ستوده باشد . - م .