بايبرت « 1 » رسيد آن شهر را در دست راست پشت سر نهاد و از كوههايى كه ارمنستان بزرگ را از ارمنستان صغير جدا مىكند گذر كرد و راهى را در پيش گرفت كه به سوى شمال غربى و در جهت طرابوزان كشيده شده بود .
چون عثمانيان در گدارهاى رود فرات بدانسان كه وصف كردم شكست يافتند اوزون حسن را پسران و همهء لشكر برانگيختند كه عثمانيان را دنبال كند و ثمرهء چنين فتح بزرگى را به هدر ندهد زيرا ايرانيان نيروى دشمن را آزموده بودند و بخوارى در آن مىنگريستند و چشم داشتند كه از هر كارزارى پيروز بيرون آيند .
پس شاه در كرانهء ديگر به تعقيب دشمن پرداخت تا به قصد او پى ببرد ، اما چون ايرانيان ديدند كه عثمانيان از فرات دور شدهاند به اوزون حسن اصرار كردند كه از رود بگذرد ، زيرا مىديدند كه تركان آشكارا مىگريزند . شاه بر خلاف ارادهء خود بدين كار تن درداد . گفتيم بر خلاف ارادهاش ، زيرا مردى زيرك ، واقعبين و كهنهسرباز بود . آن دستور عالى علم نظام را بخاطر داشت كه مىگويد : « براى دشمنگريزان راهها را از زر و پلها را از سيم بسازيد » . بارى درخواست كسان خود را پذيرفت تا ببيند با آن همه شوق و آرزو چگونه در جنگ پيروز مىشوند . پس چهل هزار از ماهرترين و دليرترين سپاهيان خود برگزيد و فرات را گذاره كرد و بشتاب لشكر دشمن را دنبال كرد و پسر ارشد خود خليل را در آن سوى رود نهاد با همهء گرجيان و تاتاران و بسيارى ديگر از سربازانى كه نگهبان باروبنه بودند . در پايان ماه اوت به قلهء پارهاى از كوهها رسيد و از آنجا لشكر آل عثمان را در درهاى كه در جهت طرابوزان قرار دارد ، مشاهده كرد . چون از پيروزى اخير خود مىپنداشت كه به آسانى مىتواند بر عثمانيان چيره شود و آنان را فرارى كند سپاه را آراسته كرد .
عثمانيان چون راه را بر خود بسته ديدند و دانستند كه يا بايد به زور شمشير آن را بگشايند يا تن به ننگ و بدنامى داده شكست يابند و از دم تيغ بگذرند ؛ به حكم ضرورت خود را با شوق فراوان آمادهء جنگ كردند . « 2 » آنگاه سلطان عثمانى
هامش
( 1 ) . در متنBraibertكه مترجم انگليسى در حاشيه آن را مطابق بايبورتBaiboortدانسته كه همان بايبرت است و مىنويسد « در كرانهء رود تراكTurakيا دلچوروچسوDelchrochsuقرار دارد كه در نزديكى باطوم ، به اوكسينEuxine[ - درياى سياه ] مىريزد و تقريبا واقع است در شمال ارزنجان » . - م .
( 2 ) . مقصود جنگ تابدهTabeadaاست .