حريف درآويختند . « 1 » ازاينرو دوباره چنان نبرد خونبارى درگرفت كه پيدا نبود كدام يك از فريقين بيشتر كامياب شده است ، با اين همه سرانجام ايرانيان پيروز شدند و پشت دشمن را شكستند و او را از دم تيغ گذراندند و به پس راندند و خاصه مراد در رود فرات غرق شد . « 2 »
محمود پاشا كه در كرانماسهء مجاور صفآرايى كرده بود از ديدن اين حال بزيركى تا كرانهء اصلى عقب نشست و همينكه ايرانيان دشمن را تعقيب كردند و بدانجا رسيدند ، براى سومينبار با آنان درآويخت و دليرانه پيشروى ايرانيان را متوقف ساخت . اگر شب فرانمىرسيد و هر دو طرف از يكديگر جدا نمىگشتند ، محاربهاى شديدتر از آنچه روى داده بود رخ مىنمود .
برخى برآنند كه فرارسيدن شب دست اوزون حسن را از پيروزيى بزرگ كوتاه كرد ، چه اگر محمود پاشا شكست مىخورد ، ايرانيان افتخارى عظيم حاصل مىكردند و بر كرانهء ديگر دست مىيافتند و چون سلطان عثمانى نمىتوانست در آن سرزمين كوهستانى توپخانهء خود را به كار گيرد ، يا با سوارهنظام خود ميدانى وسيع را فروگيرد ، بيقين طعمهء تيغ دشمن مىشد ، زيرا هنگام زدوخورد در رود بيش از پانصد تن از سپاهيان ايران كشته نشدند اما از لشكر عثمانى پانزده هزار تن كشته يا در آب غرق شدند ، و عدهاى بيشمار به اسارت درآمدند .
ازاينرو سلطان عثمانى كه هزاران نگرانى و گمان بر دلش راه يافته و به ستوهش آورده بود از بيم شبيخون دشمن شب همه شب لشكر خود را در حال آمادهباش نگاه داشت . روز ديگر جيرهء اضافى ميان همهء سربازان پخش كرد و بردگان را آزاد ساخت ، به شرط آنكه با اردو به قسطنطنيه بازگردند . آنگاه پس از صفآرايى لشكر در امتداد رود به سوى بالا بازگشت و چون به نزديكى شهر
هامش
( 1 ) . اين نبرد در نزديكى ملطيه در 1473 م . [ 877 / 878 ه . ق . ] وقوع يافت .
( 2 ) . نولز مىگويد كه مصطفى پسر عالىرتبهء محمد دوم و [ خاصه ] مراد ، پاشاى رومايلى كه در جنگ كشته شد در نبردى كه با شكست عثمانيان در 1473 م . [ 877 / 878 ه . ق . ] پايان يافت فرماندهان سپاه عثمانى بودند . وى نيز از نبرد ديگرى سخن مىگويد كه سال بعد درگرفت و سلطان محمد خود در ميدان جنگ حاضر بود و شكست يافت ، و يكى از پاشاهاى او كشته شد . شايد از همين يك جنگ دو واقعه و دو روايت ساخته و پرداخته باشند و به احتمال قويتر در نبردى كه پيش از اين ياد شد ، ايرانيان پيروز شدند .