انجيل متى « 1 » كه چگونه مجوسان پرستش عيسى را ، توانستند در مدتى كوتاه از مشرق به يهوديه آيند . مىپندارد كه ايشان با جمازه آمدند كه گويند تيزتكترين چارپايان در سفرهاى طولانى است . لشكر عثمانى اينجا را ترك گفتند و در طول ساحل در جهت مخالف جريان رود پيش رفتند ، ولى اوزون حسن در كرانهء آن سوى رود با همهء لشكر ايران صفآرايى كرده بود .
در اينجا ، فرات كه رودى عظيم با كرانههاى بسيار بلند است تشكيل جزاير شنى بسيارى مىدهد ، و ازاينرو گذاره كردن رود از ساحلى به ساحل ديگر آسان است . « 2 »
اوزون حسن لشكرى پرشكوه از لسديها « 3 » داشت كه همان پارتها « 4 » باشند و نيز از ايرانيان و گرجيان و كردان و تاتاران . سرداران نامدارى كه بر آنان فرمان مىراند عبارت بودند از اغورلو محمد « 5 » و خليل « 6 » و زينل « 7 » پسران اوزون حسن و پيراحمد « 8 » امير قرهمان . اما اگرچه لشكر اوزون حسن عظيم بود ، لشكر عثمانيان را نيز بزرگ يافت و ديد كه در پهنهاى به وسعت ميدانى كه لشكر او در تصرف داشت گسترده شدهاند . پيش از اين چنين خبرى پراكنده شده و به گوش او رسيده بود ؛ اما باور نكرده بود . پس مدتى از تماشاى آن منظر حيران شد و سپس با شگفتى گفت :
« هاى قحبه سن ، نه دريادور ! » « 9 » كه در زبان فارسى بدين معنى است « اى پسرك . . .
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 2 از باب دوم انجيل متى است كه مىگويد پس از زادن عيسى « مجوسى چند از مشرق به اورشليم آمده گفتند كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است زيرا كه ستارهء او را در مشرق ديدهايم و براى پرستش او آمدهايم » . مؤلف قاموس كتاب مقدس مىنويسد : « . . . به ما معلوم نيست كه مجوسانى كه در متى ذكر مىكند از كدام مملكت و شهر آمده بودند جز اينكه خبر آمدن مسيح را از يهوديانى كه پراكنده بودند شنيدند . . . » ( قاموس كتاب مقدس ، ترجمه و تأليف هاكس امريكايى ، بيروت 1928 م . ) . - م .
( 2 ) . اين كار تنها در فصل كمآبى ممكن است زيرا جزيرهاى در فرات نيست جز سواحل شنى [ يا به اصطلاح جغرافيايى كرانماسه كه شرح آن در صفحهء بعد خواهد آمد ] . - م .
( 3 ) . در متنLesdians[ « آيا لگزى - لزگى مراد نيست ؟ » نوايى ]
( 4 ) .Parthians( 5 ) .Unghermaumet( 6 ) .Calul( 7 ) .Enzeinel( 8 ) .Pirameto( 9 ) . اصل عبارت به انگليسى چنين است :« Haicabesen ne dentider »مترجم انگليسى در يادداشتى كه در آخر كتاب آورده است مىنويسد كه به جاى عبارت « نه دنتى در » احتمالا « نه دريا در »« ne deria der »-