تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
خدمتگاران اين سواران نيز بر مركبهايى نيكو سوار مىشوند و زرههايى از آهن صيقل‌يافته در بر مىكنند . به جاى سپر كوچك « 1 » كه سربازان ما دارند سپرهاى گرد حمل مىكنند كه با آن خود را مىپوشانند و در جنگ شمشيرهايى سخت برنده به كار مىبرند . سرورانى كه نام بردم عدهء سپاهيان ايران را به چهل هزار نفر برآورد كردند ، همه سربازانى دلير . عدهء چاكران آنان را نيز شصت هزار تن تخمين زدند . در هيچ قشونى سواره نظامى بهتر از سواره‌نظام ايران ديده نشده است . مردانى بلندقامت و سخت نيرومند بودند و در به كار بردن سلاح خود بسيار زبردست ، به حدى كه مىگفتند كه دستهء كوچكى از آنان مىتوانست فوجى از لشكر دشمن را شكست دهد . شاه پس از عرض لشكر با تمام سپاه به راه‌پيمايى و پيشروى به سوى خاك دشمن پرداخت . پيراحمد « 2 » امير قره‌مان و همهء پسران شاه كه جوانانى دلاور بودند ، همراهش بودند . كاترينو كه مىخواست با اين گروه به جنگ رود خواست با دسپينا خاتون وداع كند ، اما چون از نزد او بازگشت ، لشكر چنان بسرعت راه پيموده بود كه دوباره نتوانست به آن بپيوندد . پس سخت دل‌آزرده شد و با پانصد سوار به راه
هامش
گرد مىآيند ، پرهيبت و هراس‌انگيزند . چنان كه پيش از اين گفته‌ام سپاهيان ايرانى مواجب مستمر نمىگيرند ، و اميد غارت تنها مايهء همبستگى آنهاست . ازاين‌رو مىبينيم كه شاه ناچار سالى يك‌بار دست به لشكركشى مىزند و با روسها و افغانها يا تركمانها ، كه همسايه‌هاى ديوار به ديوار ايرانند ، مىجنگد . قشون ايران چيزى از علم جديد جنگ نمىداند و از اصول ساختن استحكامات و فن حمله و دفاع پاك بىخبر است . توپخانهء صحرايى ايران بيشتر عبارت است از زنبوركخانه ، كه بر شتر سوار و از پشت آن آتش مىكنند . قشون ايران نيز داراى توپهاى كوچكى مىباشد اما راههاى مرزى براى حمل و نقل آنها هيچ مناسب نيست و از آنجا كه قنداق توپها را بسيار بد مىسازند ، يا به واسطهء برخورد به تخته‌سنگها يا افتادن در پرتگاهها ، مىشكند يا پس از چندبار تيراندازى متلاشى مىگردد . عيب ديگر سازمان قشون ايران در اين است كه به كلى فاقد افسران خوب ، و در نتيجه فاقد سلسله مراتب نظامى شايسته است . قشونى كه مردان لايق و آزموده براى هدايت يا فرماندهى نداشته باشد يا نتواند حقوق سپاهيان را به روش مرتب و منظمى بپردازد تقريبا محال است كه به مرتبهء كمال برسد . در ايران مقامات لشكرى از مقامات كشورى تفكيك نشده است . رؤساى عشاير كه نسبت به هم حسادت مىورزند فرماندهان افواج زيردست خود نيز مىباشند . به همين سبب ميان عمليات جنگى آنان هماهنگى نيست و اطاعت و انضباطى را كه مطلقا در امور نظامى ضرورت دارد رعايت نمىكنند . در غياب شاه و شاهزاده ، سپهسالارى با صدراعظم است ، و چون غالبا اين افراد از درجات كاملا كشورى به آن مقام رسيده‌اند فرماندهى قشون ممكن است به دست كسى بيفتد كه هرگز جنگ نديده است . » ( 1 ) . به اصطلاح انگليسىBuckler. - م . ( 2 ) .pirameto