سردار اوزون حسن به دست عثمانيان اسير شد و پيراحمد امير قرهمان با بيشتر سپاهيان خود گريخت و جان بدربرد . در سراسر زمستان پادشاه ايران و سلطان عثمانى سرگرم تهيهء تداركات جديد براى جنگ بودند تا دوباره در بهار با هم پيكار كنند .
اوزون حسن در آغاز تابستان جنگ را آغاز كرد و چند تن از جاسوسان عثمانى را دستگير ساخت و فرمان داد تا دستهايشان را بريدند و از گردنهايشان آويختند و ايشان را بدين هيأت به عثمانى بازگرداند .
در اين هنگام نامههايى به كاترينو رسيد به قلم پيترو موچنيگو « 1 » كه در آن زمان درياسالار بود و سپس « دج « 2 » » شد . جوزافا باربارو در اين نامهها به وى خبر داده بود كه حضرت فرمانرواى ما هدايايى براى شاه ايران فرستاده و نيروى دريايى ونيز به قرهمان رسيده است . از همه مهمتر آنكه وى با خشنودى فراوان آگاه شد كه نيروى دريايى ما پارهاى از دژهاى دشمن را گرفته و آنها را به سرداران امير قرهمان سپردهاند . اين نامهها چنان مايهء شادى و اميدوارى اوزون حسن شد كه امر كرد تا اين خبر را در سراسر لشكر ايران پراكندند و فرمان داد تا به نشانهء دوستى و احترام نسبت به جمهورى ما همراه با نفير شيپورها و غرش زنبوركها « 3 » نام ونيز را بستايند و بر آن درود فرستند . پس چنان هيابانگى برخاست كه از چند فرسنگ به گوش مىرسيد .
آن عثمانلو [ سلطان محمد ] نيز پس از كوششهاى فراوانى كه به كار برد به آسيا رفت و در آماسيه از شهرهاى كاپادوكيه « 4 » كه سنجق « 5 » پسرش بايزيد « 6 » بود حصارى شد . اين بايزيد همراه مصطفى پاشا و پدرش به جنگ رفتند و پسر سوم سلطان
هامش
( 1 ) .Pietro Mocenigo( 2 ) .Dogeعاليترين مقام در دستگاه حكومت ونيز بوده است . دجها معمولا از خود اختياراتى نداشتند . - م .
( 3 ) . در متنZamblacareكه مترجم انگليسى آن را در حاشيه معادل باZamburkaنوشته است . - م .
( 4 ) .Cappadocia( 5 ) . در متنSangiacatoكه مترجم انگليسى آن را در حاشيه معادلSanjakنوشته است ، و اما سنجق يا سنجاق از تقسيمات كشورى عثمانى است معادل شهرستان . - م .
( 6 ) . سپس به نام بايزيد دوم معروف شد و از 1481 تا 1512 م . [ 885 تا 918 ه . ق . ] سلطنت كرد .