فقط جنگ را به تأخير افكنده و به روزگارى خونينتر موكول كرده است . همينكه آن عثمانلو بر قبرس چيره شد بيدرنگ عساكر پيروز خود را متوجه ايران خواهد كرد .
گفت كه پايان هر نبرد ، آغاز نبردى ديگر است و هرگز امپراتورى عثمانى بر يك حال باقى نخواهد ماند . گفتار سلطان عثمانى مهم نيست بايد به كردارش توجه داشت . گفت كه سلاطين عثمانى به اقتضاى زمان گاه به زور و گاه بنيرنگ ، به هركدام كه بهتر كامشان را برآورده است توسل جستهاند . گفت كه پارهاى از پادشاهان با صلح ساختگى و پيمان نااستوار توانستهاند بعضى را اغوا كنند و آنان را تا هنگامى كه جمعى ديگر را درهم نشكستهاند در بىخبرى نگاه دارند . سفير آرزو كرد كه روزى فكر و نيرنگ سلطان عثمانى به جهانيان آشكار شود و اين انديشه در ضمير پادشاهان راه يابد كه اگر با هم اتفاق كنند به آسانى بر آن ترك چيره خواهند شد و اين كار بسى بهتر از آن است كه از هم جدا باشند و هريك از خود بتنهايى دفاع كند .
گفت كه در روزگار گذشته اين شاهان گاه اراده نمىكردند و گاه زمان اقتضا نداشت كه با هم متحد شوند ، اما اكنون بايد به حكم مصلحت مشترك در برابر دشمن مشترك همداستان شوند . فرونشاندن قدرت عثمانيان براى ايرانيان همان اهميتى را دارد كه براى مسيحيان . به هر تقدير اين لشكركشى بر ضد آل عثمان به سود شهريار ايران است . اگر اين جنگ به پيروزى انجاميد ، شاه ، سرزمين از دست رفته را با مقدارى بيشتر از چنگ سلطان عثمانى بيرون خواهد آورد و اگر نتيجهء پيكار جز اين باشد نيز همين اراده كردن به جنگ و رويارو شدن با دشمن به عثمانيان ثابت خواهد كرد كه شاه ايران از كارزار نمىهراسد ، و به گمان سفير اين يگانه راه حفظ امنيت مشترك ايران و دولتهاى مسيحى است و اين كار براى هر دو طرف يعنى پادشاهان همدست بسيار آسانتر از تحمل نيروى دشمن است ، مگر آنكه اين شهرياران بخواهند كه خود كار خويش را مشكلتر كنند » .
« سخنان سفير را به سمع قبول شنيدند و شاه در پاسخ گفت كه در اين كار تأمل خواهد كرد . در ضمن خانهاى نيكو براى اقامت سفير و همراهانش تعيين و مبلغى فراوان از طرف شاه براى هزينهء آنان مقرر شد . اعيان دولت نيز بارها ضيافتهاى شاهانه به افتخار سفير برپا كردند . سفير همچنان از ايشان درخواست مىكرد كه در برانگيختن شاه به چنان محاربتى شريف ، پايمردى كنند » .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: جوزافا باريارو
ص٢١١