كه در اختيار داشت كوشيد كه بايزيد را به وى تسليم كنند ، اما طهماسب بدين كار رضا نداد . با اين همه پس از چندى به كشتهشدنش خرسند شد . سرانجام وى را با چهار تن از پسرانش خفه كردند . « 1 » هنگامى كه سلطان سليم دوم بر تخت نشست شاه طهماسب سفيرانى براى امضاى پيمان صلح به قسطنطنيه فرستاد و اين ميثاق در سال 1568 م . منعقد شد .
اما دربارهء وينچنتو دالساندرى : مورخ انگليسى نولز در ضمن وقايع سال 1571 م . [ 978 / 979 ه . ق . ] چنين مىنويسد :
« هنگامى كه اين امور صورت مىگرفت ونيزيان كه مىخواستند بيش از پيش سلطان عثمانى را گرفتار مشكلات كنند چنين صلاح ديدند كه در صدد آزمايش برآيند و در صورت امكان طهماسب پادشاه ايران را به جنگ با او برانگيزند چه طهماسب شهريارى سخت مقتدر بود و از عثمانيان نفرتى بىپايان داشت . زيرا ، هم ميان ايرانيان و عثمانيان بر سر عقايد خرافى و موهوم اختلاف بود ، و هم شاه خود صدمات متعدد و گوناگونى از عثمانيان ديده بود . پس ونيزيان رسالت خود را به مردى سپردند به نام وينچنتو دالساندرى « 2 » كه يكى از وزيران دولت ونيز بود و از زندان عثمانيان در قسطنطنيه گريخته و تازه به ونيز بازگشته بود . مردى بود سخت خردمند و پرتجربه ، و از آنجا كه بغايت نكتهسنج بود و در زبان تركى مهارت داشت وى را در تعهد چنين مهمى شايستهتر از ديگران يافتند » .
« دالساندرى پس از دريافت نامهها و دستورهاى مجلس شيوخ ونيز ، از ساز و برگ سفر هرچه مىخواست فراهم ساخت و سپس روى به راه نهاد و از ميان آلمان و لهستان و بيشههاى مائسيا « 3 » گذشت و آنگاه در جامهء تركان به مونئاسترون « 4 » درآمد كه بندرى است در كنار درياى سياه و در دهانه رود بزرگ بوريستنس « 5 »
هامش
( 1 ) . قتل بايزيد و چهار فرزندش به دست سلطان سليمان صورت گرفت ، اما رفتار ناجوانمردانهء شاه طهماسب و تسليم شاهزادگان پناهندهء ترك به دشمن لكهء ننگى است كه بر دامن سلطنتش نشسته است .
سايكس مىنويسد كه شاه طهماسب ميهمان خود بايزيد را در ازاى 000 ، 400 سكه زر به سلطان عثمانى فروخت ( همان كتاب ، ص . 166 ) . - م .
( 2 ) . در متنVincent Alexanderكه تلفظ انگليسى نام ايتاليايى وينچنتو دالساندرى است . - م .
( 3 ) .Maesia( 4 ) .Moneastron( 5 ) .Boristhenes