تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
قرار دارد . در آنجا به قصد طرابوزان به كشتى نشست ، اما بادى مخالف وى را به سوى سينوپ « 1 » راند كه شهر مهم تجارى است . از آنجا از ميان راههاى سخت و دشوار به كوتاهيه « 2 » رفت . در اثناى سفر پيوسته از جانب چپ آن مرزوبوم مىراند تا به دست سپاهيان عثمانى نيفتد كه در آن زمان از اطراف و اكناف رو به‌سوى قبرس نهاده بودند . با اين همه به دست گروهى از لشكريان عثمانى افتاد و پس از مواجه شدن با خطرات بسيار خود را از چنگ عثمانيان كه او را نيز ترك پنداشته بودند رهاند . سپس از كوره‌راهها و راههاى درشتناك ، از ميان كوهها و بيشه‌ها گذشت و سرانجام به ارزروم رسيد كه يكى از بلاد مستحكم عثمانيان است . از آنجا از نواحى سرحدى عثمانى گذشت و عنان عزيمت به جانب گرجستان معطوف ساخت . سفر دالساندرى از انظار مخفى نماند و اين راز در قسطنطنيه بر جاسوسى كه در لباس دوست به خانهء اين سفير - واقع در پرا « 3 » - آمدوشد داشت فاش شد و دانست كه دالساندرى قصد دارد كه به ايران رود . ازاين‌رو چند پيك به دنبالش فرستادند تا به شتاب هرچه تمام سه راه از راههايى را كه يكسره به ايران مىپيوست و مىپنداشتند دالساندرى ناچار از يكى از آنها خواهد گذشت فروگيرند و اين پيكان را نامه‌هايى در دست بود حاكى از شكل و شمايل و قد و قامت و ديگر علائم و آثارى كه از روى آنها به نيكوترين وجهى اين مرد شناخته مىشد . اما او در چنان سرزمينى پرخطر به همه چيز با ترديد مىنگريست . عاقبت از ترس جان ، همراهان خود را بر جاى نهاد و با سرعتى باورنكردنى خود را از ارزروم به تبريز رساند . پس از آنكه مسافتى بعيد طى كرده بود پيكهاى ترك به آن سامان رسيدند و چون از رفتن او خبر يافتند تا آنجا كه ممكن بود وى را دنبال كردند اما به او نرسيدند » . « دالساندرى پس از ورود به تبريز دانست كه تختگاه در قزوين است و تا آنجا دوازده روز راه بود . در تاريخ چهاردهم اوت آن سال ، 1571 م . [ 978 ه . ق . ] چون به قزوين رسيد بر حسب اتفاق با تنى چند از سوداگران انگليسى ملاقات كرد كه پيش از آن با ايشان آشنايى داشت . به پايمردى آنان نه همان با
هامش
( 1 ) .Sinope( 2 ) .Cutay( 3 ) .Pera