تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كسب معلومات جغرافيايى پيشه‌اش از پيشهء سفير مناسبتر بوده است . وى در آغاز سفرنامهء خود با تفصيل بسيار به وصف راه حلب به تبريز مىپردازد . سپس شرحى از تبريز بدست مىدهد و از وقايع تاريخى كه در دوران اقامتش در آن شهر روى داده بود ياد مىكند . بين اين دو نويسندهء اخير و نويسندهء ديگرى كه اكنون مىخواهم درباره‌اش سخن بگويم فاصلهء زمانى وجود دارد . مراد وينچنتو دالساندرى « 1 » سفير ونيز است كه به سال 1571 م . [ 978 / 979 ه . ق . ] به دربار شاه طهماسب فرستاده شد و اين پسر همان شاه اسماعيل صفوى است كه به سال 1524 م . [ 930 ه . ق . ] درگذشته بود . نولز « 2 » در كتاب خود ، تاريخ عمومى تركان از اين مرد نام مىبرد و در اينجا ما مختصرى از تاريخ ايران مربوط به دورهء فاصل ميان مأموريت سفيران سابق و لاحق ونيزى را كه از كتاب نولز گرفته‌ايم نقل مىكنيم : در سال 1524 م . [ 930 ه . ق . ] ابراهيم پاشا كه از ترويج مذهب شيعه به دست شاه اسماعيل به خشم آمده بود سلطان سليمان را به جنگ با اسماعيل صفوى برانگيخت . از اين گذشته يكى از ايرانيان به نام المه « 3 » كه برادرزن شاه طهماسب بود ، از بيم آنكه شاه به حساب اخاذى او برسد عصيان كرده بود ، و اين ، ابراهيم پاشا را در عزم خويش راسخ كرد . پس از تهيهء مقدمات جنگ ، سلطان سليمان ابراهيم پاشا و القاص را با سپاهى به سوريه فرستاد و در فصل بهار اين دو سردار بىآنكه مانعى در راه خود بينند تا تبريز به پيش راندند . در آن هنگام شاه طهماسب در ايران نبود و به جنگ كاظم پاشا « 4 » شاهزادهء گرگانيان خراسان « 5 » رفته بود اما چون شنيد كه تختگاهش به دست عثمانيان افتاده است بشتاب براى دفاع از شاهنشاهى خود بازگشت .
هامش
( 1 ) .Vincentio D'Alessandri( 2 ) .Richard Knollesمورخ انگليسى كه در 1603 ميلادى تاريخى دربارهء تركان نوشته است با عنوان زير :General History of the Turks from the first beginnig of that Nation( 3 ) . در متنUlemas. مراد المه‌تكلو است . ( نوايى ) ( 4 ) .Kezienbassa. شاه طهماسب به جنگ ازبكان رفته بود . شايد مراد از كاظم پاشا ، حاجم خان بوده كه چارلز گرى آن را به صورت كاظم پاشا درآورده است . ( نوايى ) ( 5 ) .Corasine Hyrcanians