كردهاند . پس از مرگ اوزون حسن و پسرش يعقوب ايران به واسطهء جنگهاى داخلى كه ميان اعضاى فرمانرواى خاندان آققوينلو درگرفت دچار هرجومرج شد و سرانجام انقلابى كرد ، و از زير اينبار قد برافراشت ، انقلابى كه در تاريخ جهان نظير ندارد . نه فقط سلسلهء سلطنتى و شكل حكومت تغيير يافت بلكه شاهنشاهى ايران در ميان دودمانى ايرانى از نو زنده شد ، و دوران تسلط طولانى بيگانگان بپايان آمد .
از همه مهمتر مذهب و آيين مردم ايران پاك دگرگون گشت و اين امر موجب شد كه فاصلهء ميان ايرانيان و دشمنانى كه آنان را در ميان گرفته بودند بيشتر و بيشتر گردد و مليتى بوجود آيد . دودمان صفوى كه ديگر روى كار آمده بود و تخت سلطنت خود را بر ويرانههاى حكومت آققوينلو نهاده ، نسب خود را توسط امام هفتم موسى [ ع ] به على [ ع ] داماد پيغمبر مىرساند :
« 1 » ايرانيان سران دودمان صفوى را از اوليا مىپنداشتند و هنگامى كه شيخ
هامش
( 1 ) . در متنSofi، به اعتبار اينكه اروپاييها صفويه را « صوفى » مىخواندند و متصوف مىپنداشتند . - م .