داد . آققوينلو بر ايران سرورى يافتند و اوزون حسن سپاه پيروز خود را به جنگ سلطان ابو سعيد ، شاهزادهء فرمانرواى تيمورى ، برد و او را نيز به زانو درآورد .
شرحى كه سر جان ملكم دربارهء سلطنت اوزون حسن مىدهد سخت ناچيز است . همينقدر مىگويد كه اوزون حسن رئيس طايفهء تركمانان آققوينلو يا تركان وابسته به طايفهء سپيدگوسپندان بود و در دياربكر موفق به تأسيس دولتى نيرومند شد . جهانشاه را مغلوب و مقتول و پسرش حسنعلى و ديگر افراد خاندانش را اسير كرد .
سلسلهاى كه اوزون حسن بنيان نهاد بايندريه خوانده شده است . كار اين دودمان از زمان تيمور گوركان بالا گرفت و تيمور به آنان در ارمنستان و بين النهرين اقطاعاتى داد . حسن پس از شكست دادن رقيبش به جنگ سلطان ابو سعيد رفت و به سبب كاردانى و مهارت در جنگ ايلاتى و غارتگرى بر او ظفر يافت ، وى را اسير كرد و بر قسمت اعظم قلمرو خاندان تيمورى دست يافت . ملكم مىگويد : « اوزون حسن پس از آنكه خويشتن را بر ايران فرمانروا كرد لشكر به جانب عثمانى كشيد اما نبوغ و برترى امپراتور عثمانى ، سلطان محمد دوم ، ستارهء بختش را سياه كرد و از او به سختى شكست يافت ، و نقشههاى جاهطلبانهاش نقش بر آب شد . وى پس از يازده سال سلطنت در هفتادسالگى درگذشت . همهء مؤلفان در دلاورى و خردمندى اين شهريار همداستانند . يكى از سفيران اروپايى مقيم دربار او مىگويد كه او مردى لاغر و بلندقامت و سخت گشادهرو بود . لشكرش بالغ بر پنجاه هزار سوار بود و قسمت اعظم اسبهاى آنان از يك نژاد بود » . سپس ملكم مىگويد اين سفير را جمهورى ونيز نزد اوزون حسن فرستاده بود تا از او بر عليه عثمانيان ياورى جويد .
پيش از آمدن اين سفير ، اوزون حسن ، كه در آن هنگام فرمانرواى دياربكر بود ، با عثمانيان درآويخته و بر عهده گرفته بود كه از كالويوحنا « 1 » ، و از افراد خاندان نجيب كمننى « 2 » - يكى از آخرين امپراتوران طرابوزان - در مقابل سلطان محمد دوم ، دفاع كند . ازدواج اوزون حسن با دسپينا - شاهزاده خانم زيبا و دختر كالويوحنا - باعث تحكيم رشتهء اين اتحاد و موجب خويشاوندى اوزون حسن با بعضى از
هامش
( 1 ) .Calojohannes( 2 ) .Comneni