خاندانهاى شاهزادگان ونيز شد . ازاينرو راه براى فرستادن سفير به درگاه وى هموار گشت . ونيزيها سخت چشم اميد به طبع سركش و جاهطلبى اوزون حسن دوخته بودند ، و البته نوميد نشدند ، زيرا اندك ترغيبى كافى بود كه اين سربازى را كه تا آن زمان شكست نيافته بود به جنگ با دشمن موروثى برانگيزد . اوضاع پرهرج و مرج و رقابت رؤساى طوايف و قبايلى كه براى بدستآوردن قدرت با هم كشمكش داشتند ايران را ضعيف و ناتوان كرده و فر و شكوه باستانيش را تحت الشعاع روشنايى پرفروغ رقيبش دولت عثمانى قرار داده بود . اما نفرت ديرينه همچنان بر جاى بود و ايرانيان مىخواستند كه با اراده ، اگرنه با نيروى خويش ، با قدرت نظامى عثمانيها بستيزند . ونيزيها بر آن شدند كه سفيرى به دربار اوزون حسن بفرستند اما مشكل گسيل كردن فرستاده همچنان بر جاى بود . وظيفهء رسولى كه مىبايست از ونيز به ايران برود پرمخاطره بود ، زيرا آفت و بلاى تركان از شش جهت وى را در ميان مىگرفت . خواهر ملكهء دسپينا به نكاح نيكولو كرسپو « 1 » دوك فرمانرواى آرشيپل « 2 » درآمده بود و به نوبهء خود هر چهار دختر او با چهار تن از شاهزادگان بازرگانپيشهء ونيزى ازدواج كرده بودند ، كه يكى از ايشان مسر كاترينو زنو بود : مردى دلير و بااستعداد . اين مرد در ميان اكفا و اقران خود و بيش از همه ، در تعهد اين رسالت شريف اما پرمخاطره ، لايق و شايسته مىنمود . وطنپرستى زنو او را بر آن داشت كه مخاطراتى را كه پيش از رسيدن به مقصد و هنگام عبور از ممالك دشمن و نواحى ناشناخته در كمين او بودند ناديده بينگارد . عاقبت سلامت به حضور پادشاه ايران رسيد ، و بدينسان مزد شهامت خود را گرفت اگرچه هنگام سفر در قرهمان با موانع و مشكلاتى عظيم مواجه شده بود .
شهريار ايران به خوبى از زنو پذيرايى كرد . خالهء زنو ملكه دسپينا سخنان و دلايل او را تأييد نمود و سرانجام زنو موفق شد كه اوزون حسن را به جنگ با عثمانيان برانگيزد .
در 1472 م . [ 876 / 877 ه . ق . ] ايرانيان به قلمرو عثمانيان تاختند و آن را
هامش
( 1 ) .Nicolo Crespo( 2 ) .Archipelagoو به فرانسهArchipelكه اصلا در لغت به معنى مجمع الجزاير است به مجمع الجزايرى اطلاق مىشود كه در مديترانهء شرقى و در درياى اژه قرار دارد . - م .