تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
را با نظر خود موافق سازم بر آن شدم كه استفانو را به ونيز بفرستم تا حضرت فرمانروا را از ماجرا آگاه سازد . ايشان با مهربانى و ملايمتى كه پيوسته ابراز مىفرمايند و طينت پاكى كه دارند كارى كنند كه دوران اقامت من در روسيه بسر آيد . در تاريخ هفتم اكتبر 1476 م . [ 880 / 881 ه . ق . ] كشيش استفانو را همراه مردى به نام نيكولو دا لئوپولى « 1 » كه راه روسيه به ونيز را خوب مىشناخت به ميهن خويش فرستادم و خود در مسكو ماندم . در آنجا با زرگرى به نام مائسترو ترىفوسو « 2 » از مردم كاتارو « 3 » آشنا شدم كه بسيارى گلدانها و ديگر اشياء زيبا براى دوك ساخته بود و مىساخت . مردى ديگر بود به نام مائسترو اريستوتل دا بولونيا « 4 » كه مهندس بود و سرگرم ساختن كليسايى در ميدان « 5 » . همچنين بسيارى از يونانيان قسطنطنيه را ديدم كه همه از ملتزمان دسپينا بودند و من از دوستان نزديك آنان شده بودم . اتاقى كه ماركو در اختيار من نهاده بود كوچك و نامطبوع بود و براى اقامت جايى بود بسيار ناراحت ، اما به واسطهء نفوذى كه ماركو داشت مسكنى در خانهء مائسترو اريستوتل بدست‌آوردم كه نزديك كاخ دوك و جايى مناسب و راحت بود . با اين همه پس از چند روز به دليلى كه هرگز ندانستم به نام دوك به من حكم شد كه آن خانه را ترك گويم . با زحمت بسيار دو اتاق بيرون از دژ برايم يافتند كه در آنجا تا پايان اقامت خود در مسكو بسر بردم . يك اتاق به خود و اتاق ديگر را به همراهانم اختصاص دادم . شهر مسكو بر تپه‌اى كوچك نهاده است . شهر و دژش همه از چوب ساخته شده است . رودى به نام مسكو از ميانش مىگذرد كه در يك سوى آن دژى و بخشى از شهر قرار دارد و در سوى ديگر بقيهء شهر . پلهاى متعددى بر رود مسكو زده‌اند . مسكو مهمترين شهر روسيه و اقامتگاه دوك است . در ميان جنگلهايى محصور است كه براستى قسمت اعظم كشور را پوشانده است . همه‌گونه غلات به حد وفور در روسيه يافته مىشود . هنگامى كه آنجا بودم بيش از ده استير « 6 » ( مطابق وزن معمول
هامش
( 1 ) .Nicolo da Leopoli( 2 ) .Maestro Trifoso( 3 ) .Catharo( 4 ) .Maestro Aristotele da Bologna( 5 ) .Piazza( 6 ) .Stare