تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
در بين ما ) گندم را به يك دوكات مىشد خريد . ديگر غلات به همين نسبت ارزان بود . مردم بيش از هر چيز گوشت گاو و خوك مىخورند كه به گمانم سه پاوند از آن را به يك سولدو « 1 » مىتوان خريد . صد مرغ و خروس يا چهل مرغابى را به يك دوكات و هر غاز را به سه « سولدو » و اندى مىتوان خريد . مقدار فراوانى گوشت خرگوش در بازار به فروش مىرسد اما گوشت ديگر شكارها كمياب است زيرا گمان مىكنم كه طرز گرفتن آنها را نمىدانند . پرندگان كوچك از هر نوع فراوان و بسيار ارزان است . هيچ گونه شراب نمىاندازند و هيچ‌گونه ميوه ندارند ، مگر اندكى هندوانه و سيبهاى وحشى . آب و هواى كشور چنان سرد است كه مردم نه ماه از سال را در خانه مىمانند . چون به جهت جنگلهاى انبوه و به سبب گل‌ولاى فراوانى كه در تابستان به واسطهء آب شدن يخها پديد مىآيد سفر كردن در اين فصل دشوار است مردم ناگزير همهء خواربار خود را در بهار فراهم مىكنند و بدين مقصود « سنى « 2 » » يا سورتمه‌هاى خود را به كار مىبرند . هرچه مىخواهند بر آنها بار مىكنند و هريك را به آسانى با يك اسب مىرانند . در اواخر اكتبر رودى كه از ميان شهر مىگذرد يخ مىبندد و دكانها و بازارهاى فروش همه‌گونه كالا بر روى آن برپا مىگردد و بندرت چيزى در شهر فروخته مىشود . اين كار را ازآن‌رو مىكنند كه شهر رودخانه را از هر سوى محصور كرده و از باد محفوظ داشته است و بدين جهت سرماى آن كمتر از جاهاى ديگر است . هر روز بر روى اين رود منجمد عده‌اى گاو و خوك و مقادير فراوانى غلات و چوب و علف خشك . و ديگر چيزهاى مورد نياز ، ديده مىشود ؛ در اين همه كه برشمردم در تمام زمستان نقصانى پديد نمىآيد . در پايان ماه نوامبر همهء كسانى كه گاو و خوك دارند آنها را كشتار مىكنند و گاه‌گاه در بازار شهر عرضه مىكنند . اين ذبايح همه منجمدند و از عجايب آنكه مىبينيد آن همه گاوان پوست‌دار راست و درست برپا ايستاده‌اند . گوشتى كه مىخورى گاه ازان حيوانى است كه سه ماه پيش يا بيشتر ذبح شده است . ماهى و مرغ و خروس و جوجه و ديگر خوراكيها را بدين‌گونه يخ‌زده نگهدارى مىكنند . هنگامى كه رودخانه يخ بسته است اسبان بر روى آن مىدوند . مردم در آنجا به سرگرميها و تفريحات فراوان
هامش
( 1 ) .Soldo( 2 ) .Saniاين بايد سامكا باشد كه لغت روسى درشكه برفى است يا سورتمه . - م .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 184 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى