بودند طى آن دو روز بىخوراك و لباس ماندند . ازاينرو نگرانى مرا دربارهء ايشان به خوبى مىتوان دريافت . اكنون خواستم كه به چگونگى خواربار خود رسيدگى كنم و چون وضع را خراب يافتم سخت بيمناك شدم . اگرچه دير شده بود تصميم گرفتم كه خود در مصرف آن نظارت كنم و دستور دهم كه تنها يك بشقاب برنج در روز و يك بشقاب برنج در شب پخته شود ، و با جيرهء هركس ، گاه سير ، گاه پياز با اندكى شير ترش و گاهگاه كلوچه داده شود . هنگام خوردن همه دور قاب برنج جمع مىشديم و هركس جيرهء خاص خود را مىخورد و من براى خود سهمى بيش از سهم ديگران برنمىداشتم . در آن دو روز كه در آن محل مانديم مقدارى سيب جنگلى يافتيم كه پختيم و خورديم تا در مصرف خواربار صرفهجويى كرده باشيم .
پس از دو روز همهء كاروانيان با بارهايشان به وسيلهء آن كلكها از رود گذشتند و هر كلكى با شش هفت اسب كشيده مىشد . همين عده از تاتاران در كلكها نشسته بودند و آنها را هدايت مىكردند . كلكها به دم اسبان بسته بود . بقيه اسبان را وادار كردند كه بىزين و برگ و شناكنان از رود بگذرند تا همه كاروان در يك وقت از رود گذشته باشند . براستى منظرهء عبور كاروان تماشايى بود . با اينكه عبور از رود بسيار خطرناك بود همه بسرعت آن را گذاره كردند . پس از اينكه همه به ساحل رسيدند و اندكى آرميدند بارها را بستيم و به راه افتاديم . رودى را پشت سر نهاديم كه به نظر من از حيث عظمت كمتر رودى به پاى آن مىرسد زيرا پهناى آن دو ميل مىنمايد .
بسيار ژرف است و سواحلى بلند دارد .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: جوزافا باريارو
ص١٧٩