تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
اسب در ميان تاتاران معمول نيست : به‌طور كلى خود تاتاران وحشى و خشن شمرده مىشوند . چنان كه پيش ازين گفته شد بين رود تانائيس و ولگا زيست مىكنند . اما مىگويند كه طايفهء ديگرى از تاتاران در آن سوى ولگا بسر مىبرند در جهت مشرق شمال شرقى كه گويا بيشمارند . موهايشان درازست و تا كمر مىرسد ، و تاتاران وحشى خوانده مىشوند . مانند ديگر تاتاران در جست‌وجوى آب و چراگاه از جايى به جايى ديگر مىروند . در زمستان كه سرما و يخبندان است خود را تا حدود نقطه‌اى دوردست مانند هشترخان مىرسانند . در شهر آسيب و ويرانى ببار نمىآورند ، جز دزديدن گوشت به مقدار ناچيز . پس از آنكه پانزده روز دائم از كنار رود در سير و سفر بوديم به بيشهء كوچكى رسيديم . در آنجا تاتاران و روسيان به بريدن الوار پرداختند و سپس آنها را با طنابهايى كه بدين مقصود آورده بودند به هم بستند و بدين‌گونه پنجاه كلك ساختند . در ضمن آماده كردن اين تداركات زورق قراضه‌اى يافتيم كه ماركو دستور داد اشياء وى را با آن به سوى ديگر رود حمل كنند . آنگاه آن را براى من پس فرستاد تا زينها و آنچه خواربار داشتيم با خود حمل كنم ، و بدين‌سان در كنار رود از اشياء و لوازم او نگهدارى كنم . اما ديمترى و مرد تركمن و مرد مجارستانى در عقب ماندند تا مراقب اسبان باشند . پس من با استفانو و دو تن روسى در آن زورق نشستم و روسيان قايق را با چوبهاى بلند هدايت مىكردند . بدين‌گونه به رودبار روبه‌رو درآمديم . مىپندارم كه فاصلهء كرانهء چپ و راست رود بيش از يك ميل است اگرچه مسير ما بسيار طولانىتر بود زيرا ، هم جريان آب قوى بود و زورق را به پايين مىراند ، و هم آب به زورق نفوذ مىكرد . با اين همه من و استفانو در آب نشسته بوديم و آن را با سطل از زورق بيرون مىريختيم . پس از خستگى بسيار و خطر بيشمار سرانجام به يارى خداوند سلامت به ساحل مقابل رسيديم . همين‌كه بار قايق خالى شد روسيان خواستند كه با آن بازگردند اما ممكن نبود زيرا بيش از اندازه شكسته بود . ناگزير ايشان كه بر روى هم عده‌شان شش تن بود در آنجا ماندند . روز ديگر بامدادان كاروانيان همه خواستند كه رود را گذاره كنند ، اما بادى سخت از سوى شمال وزيدن گرفت و تا دو روز مانع از عبور آنان شد . چون همه چيز را با خود برداشته به اين سوى رود آورده بوديم كسان من كه مراقب اسبان