تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
در آنجا زورقى بود كه چنين مىنمود كه بتازگى شكسته شده است ازاين‌رو پنداشتيم كه سوارانى كه جاى سم اسبهايشان را ديده بوديم ، براى دستگيرى زورق‌نشينان به آنجا آمده بودند تا آنان را مرده يا زنده دستگير كنند . پس سخت هراسان بوديم و هر دم منتظر بوديم كه بر ما بتازند و كارمان را بسازند . با اين همه چون ديديم كه آن سوى كرانه چند مرداب وجود دارد آسوده‌خاطر شديم ، زيرا اين نكته ثابت مىكرد كه تاتاران به ساحل بسيار نزديك نبودند . در آنجا تا تاريخ سيزدهم بسر برديم تا اينكه دوباره هوا براى ادامهء سفر دريايى سازگار شد . بارهاى متعلق به ملاحان را در كشتى نهاديم و همين‌كه كشتى از تخته‌سنگها جدا شد و در آب افتاد بارهاى ديگر را در آن نهاديم و به راه افتاديم . اين مصادف با شنبهء مقدس بود . پس از آنكه سى ميل در دريا رانديم دوباره بادى مخالف ناگهان وزيدن گرفت ، اما از آنجا كه چندين جزيرهء نيزار در آن حوالى بود كه مىتوانستيم به آنها پناه بريم ناچار به سوى آنها رانديم . به جايى برخورديم كه عمق آب بسيار اندك بود . باد بر شدت خود افزود و كشتى بر اثر تلاطم دريا گاهى به زمين مىساييد . پس ناخدا همهء ما را وادار كرد كه از كشتى به جزيرهء نيزار كوچكى فرود آييم و براى رسيدن به آن ناچار بارهايم را بر دوش نهادم و با پاى برهنه از ميان آب گذشتم اما سخت احساس سرما مىكردم و چون موجى از سرم گذشت خود را در حالى بسيار پرخطر يافتم . چون به خشكى رسيدم با كسان خود به زير نيها پناه بردم . كوشيديم كه خود را خشك كنيم . سپس دريانوردان با رنج بسيار زورق را به جايى بردند كه از باد محفوظ و از خطر دور بود . از آنچه گفتند بدين نكته پىبردم كه تاتاران در تابستان براى ماهيگيرى بدان جزيره مىآيند . در بامداد چهاردهم كه يكشنبهء عيد پاك بود هنگامى كه در آن جزيرهء نيزار از سرما رنج مىبرديم و چيزى جز اندكى كره نداشتيم كه با آن عيد را جشن بگيريم يكى از كهتران ماركو در حالىكه در كنار تخته‌سنگها راه مىرفته است نه تخم مرغابى مىيابد و به ارباب خود مىدهد . وى نيز با آن نيمرو ساخت و به هركدام از ما تكه‌اى عطا فرمود . بدين‌ترتيب روز عيد پاك را به طرزى شايسته برگذار كرديم ، و شكر خداى را بجاآورديم . چون همسفران ما كنجكاو بودند و مىخواستند بدانند كه من كيستم با ماركو قرار بر اين نهاديم كه مرا پزشك بشناسانند . پس به