تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نيست ، اما به عقيدهء من از هر حيث از آن بهترست و هرگونه خواربار در آن فراوان است . هنگامى كه در آن شهر بسر مىبرديم ماركو روسو دوك مسكو را - كه با او به فاسو سفر كرده بوديم - ملاقات كرديم . از راه گرجستان « 1 » آمده و پس از سفرى پررنج به شماخى رسيده بود . دوك ادب نمود و مرا در كاروانسرايى كه اقامتگاهم بود ملاقات فرمود . هنگامى كه همديگر را بگرمى و مهربانى دربرگرفتيم از او خواهش كردم كه مرا در جمع خود راه دهد . پس با نهايت لطف و فروتنى درخواستم را پذيرفت . در تاريخ ششم شماخى را به قصد دربند ترك گفتيم . آن شهرى است متعلق به شيروانشاه كه ازو ياد كردم و در مرز تاتارستان قرار دارد . پس از پيمودن كوهها و دشتها و گاه‌گاه فرود آمدن در دهكده‌هاى ترك‌نشين كه به خوبى در حق ما مهمان‌نوازى مىكردند به شهركى دلپذير رسيديم كه درختان ميوه‌اش بيشمار بود بخصوص درخت سيب كه در آنجا بهترين نوعش ببار مىآيد . در تاريخ دوازدهم به دربند رسيديم . از آنجا كه براى رسيدن به روسيه مىبايست از دشتهاى تاتارستان بگذريم به ما سفارش كردند كه تابستان را در آن شهرك بگذرانيم و در ماه آوريل درياى باكو را بپيماييم و به هشترخان برويم . شهر دربند در كنار درياى باكو يا درياى خزر نهاده است و گويند كه اسكندر بزرگ آن را پى افكنده . دروازهء آهنينش مىخوانند و براى ورود به ماد و پارس « 2 » فقط بايد از اين شهر گذشت . زيرا در درهء ژرفى قرار دارد كه تا هشترخان كشيده شده است . پنج ديوار پهن و خوش‌ساخت بر گرد آن برافراشته‌اند . اما آن بخش از شهر كه در زير كوه نهاده است يك ششم آن مسكون نيست . قسمتى كه مشرف بر درياست پاك ويران شده است . گورهايش بيشمار است . همه‌گونه خواربار در آن يافته مىشود . مردم شراب فراوان مىاندازند و همه‌گونه ميوه به حد وفور ببار مىآورند . درياى خزر بسيار بزرگ است و بيرون‌رو ندارد . مىگويند كه مساحتش به‌قدر درياى سياه است و نيز بسيار عميق است . ماهى خاويار و مورون به حد وافر در آن صيد مىشود اما
هامش
( 1 ) . در متنGorgoraو چنان كه در سفرنامه‌هاى ديگر اين مجموعه آمده است مراد گرجستان است . - م . ( 2 ) . در متنPersiaاست كه در واقع مىبايست به « ايران » ترجمه شود ، اما چون مؤلف آن را پس از كلمهء « ماد » ذكر كرده است از نظر سابقه و قرينهء تاريخى در ترجمه ، لفظ « پارس » ترجيح داده شد . - م .