تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مردم طرز صيد ديگر ماهيها را نمىدانند . شمار فراوانى سگ‌ماهى در اين دريا يافته مىشود كه براستى سر و پا و دمشان به سر و پا و دم سگان ماننده است . نوع ديگرى ماهى در درياى خزر صيد مىشود كه درازايش نزديك به يك « برات‌چو » و نيم است . تقريبا گرد است و سر و اندامهاى ديگرش ديده نمىشود . از اين ماهى نوشابه‌اى مىگيرند كه در سراسر كشور به كار مىرود و از آن روغن چراغ مىسازند و در چرب كردن شتران بهره مىجويند . از دوازدهم نوامبر تا ششم آوريل كه به كشتى نشستيم در دربند مانديم و البته در آن مدت ما را حال خوش بود . مردم آن ديار نيكند و هرگز كوچكترين آزارى به ما نرساندند . از ما مىپرسيدند كه كيستيد و چون مىگفتيم مسيحى هستيم ديگر چيزى نمىگفتند . من نيمتنهء ژنده‌اى دربرداشتم كه آسترش از پوست بره بود و بر روى آن پوستينى مندرس . كلاهى از پوست بره بر سر مىگذاشتم . با اين سر و وضع به شهر و بازار مىرفتم و غالبا با گوشتى كه خريده بودم به خانه بازمىگشتم . با اين همه مىشنيدم كه مردم مىگفتند : « اين مرد شبيه كسى نيست كه به گوشت دست گرفتن عادت داشته باشد » . ماركو نيز مرا سرزنش مىكرد ، مىگفت كه با آن هيأت شبيه دزدانى هستم كه در ديرها بست مىنشينند . پاسخ مىدادم كه نمىتوانم طرز ديگر جامه بپوشم و براستى تعجب مىكردم كه چرا بايد در حق من با آن لباس مندرسى كه بر تن داشتم چنين بينديشند . با اين همه چنان كه گفتم در آن ايام به ما بد نگذشت . هنگامى كه در دربند بوديم چون مىخواستم كه از كاروبار اوزون حسن و عاليجناب جوزافا باربارو آگاه شوم بر آن شدم كه ترجمان خود ديمترى را به تبريز بفرستم كه تا آنجا بيست روز راه بود . او رفت و پس از پنجاه روز بازگشت . نامه‌هايى از جوزافا همراه آورد كه در آن نوشته بود كه سلطان در آنجاست ، اما آيندهء خودش روشن نيست . سپس ماركو با ناخدايى قرار بر اين نهاد كه ما را با كشتى خود به هشترخان برساند . در زمستان كه كشتيها بيكارند در كرانهء دربند لنگر مىاندازند . آنها را ماهى مىنامند زيرا كشتيها را به شكل ماهى مىسازند : سر و دمشان باريك و ميانشان پهن است . از الوارهايى ساخته مىشوند كه آنها را با كهنه‌پاره‌ها كلاف‌كوبى مىكنند . زورقهايى هستند بسيار خطرناك . قطب‌نما ندارند ، و كشتيرانان هنگام ملاحى خشكى را از نظر دور نمىدارند . پارو به كار مىبرند و با اينكه همهء كارها را