تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
جناب سفير درياى خزر را گذاره مىكند و به هشترخان شهر تاتاران مىرسد . پس از آنكه در چندين مورد سخت از تاتاران به وحشت مىافتد سرانجام با كاروانى به مسكو مىرود .

[ فصل هفت ] 7

در تاريخ پانزدهم بود كه بامدادان باد وزيدن گرفت و ما به دريانوردى پرداختيم و پس از آنكه در تمام مدت از كنار آن جزيره‌هاى نيزار مىگذشتيم در تاريخ بيست و ششم وارد دهانهء ولگا شديم . ولگا روديست بسيار بزرگ و در غالب نقاط عميق . اين رود در روسيه جارى است و مىگويند كه از هفتاد و دو مصب به درياى خزر مىريزد . مسافت ميان دهانهء ولگا تا هشترخان هفتاد و پنج ميل است . به جهت جريان قوى آب كه گاه با كشيدن زورق به وسيلهء ريسمان و گاه به يارى باد از آن بالا مىرفتيم تا سىام آوريل به هشترخان نرسيديم . بين هشترخان و كرانهء دريا ، درياچهء بزرگ شورى است كه نمكى بسيار اعلا از آن بدست مىآورند كه بيشتر در روسيه مصرف مىشود و قسمت اعظم جهان را بسنده است . رئيس تاتاران يعنى فرمانرواى هشترخان به ما اجازه نداد كه همان روز در ساحل رود پياده شويم . با اين همه ماركو را بدين كار رخصت دادند زيرا در شهر دوستانى داشت . من و همراهانم را نيز اجازه دادند كه در نخستين شب به خانهء كوچكى كه ماركو در آن مسكن گزيده بود فرود آييم و شب را در آنجا بسر آريم . بامدادان سه تن تاتار منفور پليد آمدند و به ماركو خوشامد گفتند ، زيرا يكى از دوستان سرور تاتاران بود . اما گفتند كه من بندهء او گشته‌ام زيرا فرانكها با تاتاران دشمنند . اين‌گونه پذيرايى در نظرم عجيب نمود . اما ماركو به جاى من سخن گفت و نگذاشت كه كلمه‌اى بر زبان آرم جز اينكه نظر لطف آنان را به خود جلب كنم و اين كار در اول
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 172 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى