پس از آن به چادرهاى خود بازگشتيم .
در دوم ژوئن 1475 م . [ 879 / 880 ه . ق . ] به تبريز وارد شديم و منزلى در اختيارمان نهاد . در تاريخ هشتم ماه ما و بطريق نامبرده به دربار احضار شديم . پيش از اين شاه چهاربار به من گفته بود كه بايد به كشور فرانكها بازگردم و عاليجناب مسر جوزافا باربارو نزد او بماند . اما من پيوسته به اين كار اعتراض كرده بودم . هرگز گمان نمىبردم كه وى بار ديگر در اينباره سخن گويد . هنگامى كه در پيشگاه شاه حاضر شديم اعليحضرت به بطريق فرمود : « تو نزد مخدوم خود بازمىگردى و وى را آگاه مىكنى كه من بر آنم كه به عهد خود وفا كنم و با عثمانيان بجنگم و به زودى چنين خواهم كرد » و سپس شمهاى در اين معنى گفت . آنگاه روى به من كرد و گفت « تو نيز با اين كشيش نزد سرور خود بازمىگردى و مىگويى كه من نيز در آستانهء جنگ با عثمانيان ايستادهام و آنان نيز نبرد مىجويند . من سفيرى بهتر و كاردانتر از تو نتوانم فرستاد . تو در اصفهان بسر برده و با من بدينجا بازگشتهاى و هرچه بايد ببينى ديدهاى و مىتوانى به مخدوم خود و همهء بزرگان عالم مسيحيت حقيقت را گزارش دهى » . وقتى اين را شنيدم سخت آزردهخاطر شدم و در پاسخ گفتم كه اين كار از من برنمىآيد و دليل و برهان آوردم . سپس شاه با نگاهى غضبآلود گفت :
« من مىخواهم ، و به تو فرمان مىدهم كه به روى و مضمون اين امر را در نامهاى به مخدومت خواهم نوشت » . آنگاه از بطريق و مسر جوزافا خواهش كردم كه آنچه در اينباره مىانديشند بر زبان آرند و هر دو گفتند كه چاره جز فرمان بردن ندارم . پس به پاس عقيدهء ايشان و ارادهء شاه پاسخ دادم : « خدايگانا ، اگرچه از اين كار بيزارم اما چون خشنوديت در آن نهفته است هرچه فرمان دهى مىپذيرم . هرجا كه بروم از قدرت عظيم اعليحضرت و حسن نيتش سخن خواهم گفت تا شاهزادگان مسيحى خشنود شوند و از كجا كه نخواهند از اعليحضرت سرمشق بگيرند » . چنين مىنمود كه شاه از پاسخ من خشنود است و از روى عنايت جوابى كوتاه و مهرآميز داد . از حضرت سلطان كه مرخص شديم ما را به جاى ديگر بردند و من و بطريق دو قباى بسيار نازك كه به طرز ايرانى دوخته بودند و شاه خلعت داده بود دريافت كرديم .
دوباره به پيشگاه شاه رفتيم و پس از درود فرستادن بر وى به اتاق خود بازگشتيم . او براى هريك از ما اندكى وجه با يك اسب و اشيائى كه چندان ارزش نداشت
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: جوزافا باريارو
ص١٥٧