تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
عدهء كسانى كه به جهت تنگدستى لا اقل كمتر از هفت شتر داشته باشند اندك است . ازاين‌رو هنگامى كه از دور كاروان شتران را مىبينى مىپندارى كه عدهء فراوانى از مردم در حركتند و حال آنكه در واقع چنين نيست . هنگامى كه شاه به تبريز رسيد پندارم كه نزديك به دو هزار پياده همراهش بودند . به نظر من و مسر جوزافا باربارو عدهء ملتزمان ركاب كه به دنبال شاه روان بودند هرگز بيش از پانصد تن نمىنمود ، و ديگر همراهان به دلخواه خود طى طريق مىكردند . خيمه‌هاى شاه سخت زيبا بود و چادرى كه در آن مىخوابيد به اتاقى مىمانست كه آن را با نمدى سرخ فرش كرده و درهايى كه در اتاقهاى معمولى كار مىگذارند در آن نصب كرده بودند . طى مدتى كه در سفر بوديم اردوبازار برپا بود و هر چيزى در آن يافته مىشد ، اما به بهاى گران . ما با چادرهاى خود ، يعنى هركس با خيمه‌اى كه مخصوص وى بود - به دنبال شاه روان بوديم . غالبا ما را دعوت و مشمول ميهمان‌نوازى خويش مىفرمود . نيز غالبا هدايايى از خوردنيها برايمان مىفرستاد . عنايت بسيار در حقمان مبذول مىداشت . هرگز از همراهان او يا كسان ديگر آزارى به ما نرسيد . در سىام مه 1475 م . [ 879 / 880 ه . ق . ] در پانزده ميلى تبريز مردى به نام راهب لودوويكو دا بولونيا « 1 » كه خود را بطريق انطاكيه مىخواند همراه شش تن سوار به اردوى شاه آمد و گفت كه فرستادهء دوك بورگوندى است . شاه بيدرنگ كس فرستاد و پرسيد كه آيا او را مىشناسيم يا نه و ما دربارهء وى جوابى مساعد به اعليحضرت داديم . در سى و يكم مه شاه بامدادان كس به دنبال او و ما فرستاد و به همهء ما بار داد . بطريق سه جامهء زربفت و سه جامه از مخمل ارغوانى و سه جامه از مخمل بنفش همراه آورده بود كه به شاه تقديم كرد . شاه ما را به خيمهء خود خواند و از سفير خواست كه غرض از رسالت خود را معروض دارد . بطريق گفت كه او فرستادهء دوك بورگوندى است . به نام او پيشنهادهايى مهم تقديم نمود . سفير خطابه‌اى مفصل ايراد كرد كه بظاهرچندان تأثيرى در شاه ننمود . تكرار آن در اينجا لازم نيست . ناهار را با اعليحضرت خورديم و وى بسيار چيزها از سفير پرسيد و پاسخ شنيد .
هامش
( 1 ) .Friar Lodovico da Bologna