تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
اوزون حسن در يك سو و تاتاران در سوى ديگر رود بودند تاتاران از بيمارى ناشى از كمبود خواربار چنان ضعيف شدند كه اوزون حسن آنان را تارومار و سلطان را دستگير كرد و فرمان داد تا او را سر بريدند . ما اين رود را گذاره كرديم . در ساحل چپ آن يازده روستاى ارمنىنشين نزديك به هم قرار دارد كه ساكنان آن اسقف دارند و همه رعاياى پاپ اعظمند . در تمام اين ناحيه سرزمينى از اين زيباتر و بارورتر وجود ندارد . در تاريخ سوم ماه به شهركى به نام مررىچى « 1 » رسيديم و شب را در آنجا آسوديم . در تاريخ چهارم ، صبح زود روبه‌راه نهاديم و از ميان دشتها گذشتيم . هوا بىاندازه گرم بود و در هيچ جا نتوانستيم آب آشاميدنى خوب بدست آوريم . بايد يادآور شوم از هنگامى كه از لورى خارج شده بوديم ، در طى سفر در جاهايى كه نام بردم عدهء فراوانى از تركمانان را با خانواده‌هايشان ديديم كه درطلب چراگاههاى تازه كوچ مىكردند . رسم آن مردم اين است كه هرجا كه علف فراوان باشد چادر زنند و چون گياهى در زمين نماند در جست‌وجوى مرتعى ديگر برآيند . ما نيز از كنار پاره‌اى از اردوگاههاى آنان گذشتيم . اين تركمانان نژادى ملعون و دزدانى نابكارند ؛ براستى ما را سخت بيمناك ساخته بودند . با اين همه پس از آنكه فهماندم كه به ديدن سلطان آنان مىروم به يارى خداوند توانستيم راه خود را دنبال كنيم . در اين روز نزديك غروب به شهر تبريز وارد شديم كه در دشتى نهاده است و محصور با ديوارهاى گلى غم‌انگيز . نزديك اين شهرچندين كوه سرخ‌رنگ ديده مىشود كه مىگويند كوههاى تورى « 2 » خوانده مىشود . هنگامى كه وارد اين شهر شديم سخت پرآشوب بود و با زحمت بسيار توانستيم به كاروانسرايى برسيم و در آنجا اقامت كرديم . هنگامى كه از ميان پاره‌اى از تركان مىگذشتيم شنيدم كه مىگفتند : « اينان سگانى هستند كه براى تفرقه افكندن در ميان مسلمانان بدين‌جا مىآيند . بايد آنان را قطعه‌قطعه كنيم » .
هامش
( 1 ) .Marerichiشايد مرند باشد . - م . ( 2 ) . در متنTauri. اين كوههاى سرخ‌رنگ بايد همان كوه سرخاب باشد كه به مناسبت دو مزارى كه بر فراز آن است عوام عينل زينل - عين على ، زين على خوانند . - م .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 146 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى