تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
من بگمارند تا يكى مرا در درون خاك لهستان و ديگرى مرا تا روسيهء سفلا « 1 » يعنى تا محلى كه چيو « 2 » يا مگرامن « 3 » خوانده مىشود و در خاك روسيه و آن سوى سرزمين پادشاه لهستان واقع است رهنمون باشند . پس از آنكه به نام حضرت فرمانرواى خودمان از اعليحضرت سپاسگزارى كردم و رخصت خواستم در چهاردهم آوريل با راهنمايانى كه پيش از اين نام بردم روبه‌راه نهادم و از ميان لهستان كه سرزمينى است هموار و پربيشه گذشتم . روز و شب در منزلهايى فرود مىآمديم كه گاه خوب بود و گاه بد . لهستان به ظاهر كشورى فقير مىنمايد . در نوزدهم آوريل من به شهر نسبتا خوبى رسيدم كه لوم‌برلى « 4 » نام دارد و داراى دژى است كه چهار تن از پسران پادشاه در آنها بسر مىبرند ( بزرگترين پسر پادشاه پانزده سالى دارد ) و آموزگارى دارند سخت فرزانه كه از وى دانش مىآموزند . از من خواهش كردند كه به ديدنشان بروم ( شايد پدرشان چنين فرمان داده بود ) و من نيز چنين كردم . سخنانى كه يكى از ايشان خطاب به من گفت سخت برازنده بود و چنين مىنمود كه استاد خود را بسيار محترم مىدارند . پس از اداى جوابى شايسته از عاليجنابان سپاسگزارى كردم و رخصت طلبيدم . در بيستم آوريل به ترك لهستان گفتم و قدم به خاك روسيهء سفلا نهادم كه آن نيز در زير فرمان همان پادشاه است . تا بيست و پنجم آوريل در حركت بوديم و تقريبا تمام راه ما از ميان جنگل مىگذشت . گاهى در دژى كوچك و زمانى در روستا منزل مىكرديم تا به شهرى رسيديم به نام اوچ « 5 » و آن داراى دژى است نيكو هرچند از چوب ساخته شده است . در آن محل تا بيست و چهارم ( ؟ ) بسر برديم و جايى خالى از خطر نبود زيرا دو بساط عروسى برپا كرده و تقريبا همهء مردم مست گشته بودند . ازاين‌رو وضعى سخت خطرناك روى نموده بود . مردم آن ديار با شراب آشنا نيستند اما از سيب نوشابه‌اى مىسازند كه مست‌كننده‌تر از شراب است .
هامش
( 1 ) .Lower Russiaقسمتى از بلوروسى است يا جمهورى شوروى بلوروسى اتحاد شوروى ، واقع در مغرب جماهير شوروى ؛ و آن عبارت است از « روسيه سفيد » قديم ، به علاوهء قسمتى از لهستان امروز كه مؤلف به آن اشاره مىكند . بلوروسى هرگز تاريخ مستقلى نداشته و پيوسته تابع لهستان يا ليتوانى يا روسيه بوده است . - م . ( 2 ) .Chio( 3 ) .Magraman( 4 ) .Lumberli( 5 ) .Iusch