شد . پس از شنيدن پيام من پاسخ داده بودند كه چنانچه مايل باشم مىتوانم با ايشان همراهى كنم . پس به نزد آنان رفتم و ديدم كه مردانى عالىمقامند . يكى مطران يا اسقف اعظم بود و ديگرى كه آقاى پل « 1 » ناميده مىشد ، شواليه بود . پس از مبادلهء سلام و تعارف نشان دادم كه حامل اعتبارنامههايى به عنوان پادشاه ايشان مىباشم . ايشان با وجود جامهاى كه بر تن داشتم احترام فراوان دربارهء من بجاى آوردند و با خشنودى مرا در جمع خود پذيرفتند قول دادند كه از بذل هيچ ياريى فروگذار نكنند . من به انتظار ايشان تا چهاردهم مارس در نورنبرگ ماندم .
چهاردهم مارس . در اين روز ما همراه سفيرانى كه نام بردم از نورنبرگ به راه افتاديم . سفيرى نيز از جانب پادشاه بوهم « 2 » - پسر ارشد پادشاه لهستان - همراه ما بود ؛ از او گذشته گويا شصت تن سوار ملتزم ركاب ما بودند . در حين عبور از خاك آلمان گاه در شهرهاى خوب فرود مىآمديم ، اما عموما در شهرهاى بزرگ و دژهايى منزل مىكرديم كه بسيارى از آنها هم زيبا و استوار است و هم بيادسپردنى .
ولى از آنجا كه آلمان چه از نظر ديدنيها و چه از نظر شنيدنيها معروف خاص و عام است از شرح بلاد و قلاع آن مىگذرم . از همان روز كه ياد كردم تا بيست و پنجم مارس به سيروسفر در آلمان و در كشور ماركى براندنبورگ « 3 » و دوك ساكسونى « 4 » ادامه داديم . دوباره همينكه وارد سرزمين ماركى براندنبورگ شديم . به شهر باحصار زيبايى رسيديم به نام فرانكفورت . در آنجا تا بيست و نهم مارس بسر برديم .
از آنجا كه اين شهر در مرز آلمان و لهستان واقع است ماركى عدهاى از مردان مسلح خود را با صفوف و نظام عالى و آراسته فرستاد تا ملتزم ركاب سفيران باشند و آنان را تا ورود به كشور خودشان بدرقه كنند .
در سى و يكم مارس به مساريگا « 5 » ، نخستين شهر متعلق به پادشاه لهستان ، وارد شديم . شهركى است اما زيبا و داراى قلعهاى است خرد .
هامش
( 1 ) .Messer Paul( 2 ) .Bohemiaنام كشور تاريخى در مشرق اروپاى مركزى كه مركزش پراگ است . - م .
( 3 ) .Marquis of Brandenburg( 4 ) .Duke of Saxony( 5 ) .Messarigaيا مسريتزMesseritzواقع در چهل و هشت ميلى مشرق جنوب شرقى فرانكفورت است .