تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
جناب سفير ، ونيز را ترك مىگويد و پس از عبور از آلمان و لهستان و روسيهء سفلا و صحراى كبير تاتارستان در اروپا به شهر كافا فرود مىآيد .

[ فصل يك ] 1

در روز بيست و سوم فوريهء 1473 م . [ 877 / 878 ه . ق . ] به ترك شهر ونيز گفتم و با اين گروه روبه‌راه نهادم : كشيش محترم استفانو تستا « 1 » كه سمت كشيشى و منشىگرى مرا بر عهده داشت ، ديمترى دا استينيس « 2 » مترجم و مافيو دا برگامو « 3 » و تسوانّه اون‌گارتو « 4 » كه هر دو خدمتكار من بودند . ما جملگى پنج تن بوديم . همه جامه‌هاى ضخيم به سبك آلمانيها در بر داشتيم . مقدارى از پولى را كه در اختيار من نهاده بودند در سجاف دامن قباى كشيش استفانو ، و مقدارى از آن را در سجاف دامن قباى من نهاده و دوخته بودند ، اين كار تا حدى مايهء زحمت ما شده بود . من با آن چهار تن از همراهان خود با كشتى به سوى صومعهء سن مىشيل دامورانو « 5 » روان شدم و در آنجا پس از شنيدن مراسم نماز عشاى ربانى ، كشيش بزرگ كليسا « 6 » به نشانهء تقديس با چوب خاچ ما را مس كرد و درحالىكه دعاى خود را بدرقهء راه ما مىفرمود بيدرنگ رو به مستر « 7 » نهاديم . در آنجا پنج اسب براى ما آماده كرده بودند كه بر آنها سوار شديم و تنها به يارى خداوند به ترويسو « 8 » رسيديم زيرا با همهء جدوجهدى كه كرده بودم كسى را نيافته بودم كه در ازاى هر مبلغى كه
هامش
( 1 ) .Stephano Testa( 2 ) .Dimitri da Stinis( 3 ) .Mafeo da Bergamo( 4 ) .Zuanne Ungaretto( 5 ) .San Michiel da Murano( 6 ) .Prior( 7 ) .Mestre( 8 ) .Trevisoنام شهرى در شمال شرقى ايتاليا و در 18 ميلى شمال غرب ونيز . - م .