تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
اينجا كوه در سمت چپ به عقب منحرف مىشود و به صورتى درمىآيد كه مىتوان از راههاى كوهستانى سفر كرد و اين همان محلى است كه در قديم كوه كاسپى « 1 » خوانده مىشد و مسكن بعضى از راهبان فرانسيسى « 2 » و كشيشانى است كه پيرو كليساى رم هستند . مردمى كه در آنجا بسر مىبرند چنان كه پيش از اين گفته‌ام قايتاچى نام دارند . به زبانهاى گوناگون سخن مىگويند و بسيارى از اينان نصارا هستند ؛ بعضى تابع كليساى يونان و برخى ارمنى و گروهى كاتوليكند . در اين سوى دريا شهر ديگرى است به نام باكو كه نام درياى باكو منسوب به آن است . نزديك اين شهر كوهى است كه از آن نفت سياه بيرون مىآيد كه بسيار بدبو است و با اين همه مردم آن سامان اين نفت را به مصرف روشنايى مىرسانند و سالى دوبار شتران خود را با آن چرب مىكنند زيرا اگر چنين نكنند شتران به بيمارى گر دچار مىشوند . در دشت واقع در دامنهء كوه كاسپى يك تومان بيگ « 3 » فرمان مىراند كه در زبان ما به معنى سرور و سالار ده هزار تن است و در سراسر خاك اين تومان بيگ مردم خانه‌هاى خود را به شكل تابوت مىسازند ، درست شبيه به خانه‌هايى كه در نخستين بخش اين كتاب از آنها ياد كرده‌ام . بدين‌گونه كه چوب‌بست بام را از چوبى گرد مىسازند و پيرامونش را سوراخ مىكنند . قطر اين دايره يك قدم و نيم است و به آن تخته‌هاى خميده‌اى وصل مىكنند و آنها را در بالاى چوب‌بست به شكل دايره‌اى كوچك درمىآورند . بر حسب مقام و مرتبهء صاحبخانه آن را با نمد يا پارچه مىپوشانند . و همين‌كه از اقامت در يك جا بستوه آمدند اين خانه‌ها را بر چند ارابه بار مىكنند و به جاى ديگر مىروند . هنگامى كه نزد آن سالار بازگشتم يكى از پسران امپراتور تاتارستان كه دختر تومان بيگ را به زنى اختيار كرده بود از راه رسيد ، زيرا پدرش بتازگى او را از ملك خويش رانده بود . اين شاهزادهء جوان را در
هامش
( 1 ) .Monte Caspio( 2 ) . در متنgray freers( به املاى امروزgrey friars) به معنى راهبان خاكسترى و مراد از آن راهبان فرقهء فرانسوا داسيز يا فرانسيس از مردم آسىسى است . دربارهء او نگاه كنيد به سرزمين و مردم ايتاليا اثر وينوار ، ترجمهء منوچهر اميرى ، ص . 104 به بعد . - م . ( 3 ) . در متنTumembiكه همان تومان باى يا تومان بيگ بايد باشد به معنى امير تومان زمان قاجار . - م .