دربند به زبان ما يعنى تنگه و باريكه ، چنانكه بسيارى كه به وضع محل آشنا هستند آن را دميرقاپو « 1 » مىخوانند . براستى كسى كه آن را چنين ناميده حق داشته است زيرا اين شهر ماد را از سكستان يا كشور سكاها « 2 » جدا مىكند . ازاينرو كسانى كه بخواهند از ايران و عثمانى « 3 » و سوريه و ديگر سرزمينهاى پست به كشور سكاها بروند ناچار بايد از يكى از دروازههاى دربند داخل شوند و از دروازهء ديگر خارج گردند ، و اين مطلب در نظر آنان كه با وضع اين ناحيه آشنايى ندارند شگفتانگيز و تقريبا غيرممكن مىنمايد ، اما مطلب از اين قرار است : مسافت ميان درياى باكو تا درياى سياه به خط مستقيم پانصد ميل است و همهء آن سرزمين پر است از كوهها و درهها و در پارهاى جاها بعضى ايلات سكنى گزيدهاند كه كسى از ترس راهزنان نمىتواند از ميان خاك ايشان بگذرد ، اما قسمت بيشتر آن غيرمسكون است . اگر كسى بخواهد كه از اين راه بگذرد همينكه دربند را ترك گفت ناچار بايد نخست از ميان گرجستان و سپس از منگرليا در كرانهء درياى سياه بگذرد ، از محلى كه دژى به نام الواتى « 4 » در آنجا ساختهاند نزديك به كوهى كه چنان بلند است كه ناگزير بايد از اسب پياده شد و با پا از تختهسنگها بالا رفت و در بالا رفتن و پايين آمدن از كوه دو منزل طى كرد و سپس وارد خاك چركسها شد ، همان قومى كه در آغاز كتاب از اينان سخن گفتهام . از آن معبر كسانى بهره مىجويند كه نزديك به آن زندگى مىكنند . گذشته از اين معبر - به سبب صعوبت عبور از آن نقاط - معبرى ديگر در سراسر آن ناحيه نيست . برگرديم به سر مطلب . علت اين وضع طبيعى دربند آن است كه دريا تا دل كوه يعنى تا جايى كه دربند قرار دارد پيش رفته است . از دربند به بعد همهجا تختهسنگ است و خاك اندك . ازاينرو اين تنگ تا حدود شصت ميل امتداد دارد . با اين همه راه اندكى براى سفر كردن با اسب مساعد است . از
هامش
( 1 ) . در متن تميركاپىTemircapiكه همان دميرقاپى به معنى دروازهء آهنين است و باز در تفصيل دربند در سفرنامههاى بعدى خواهد آمد . - م .
( 2 ) . پدر متنScythiaمنسوب به اسكيتها كه همان سكاها باشند و دربارهء سكاها كه از اقوام ابتدايى آريايى بودند بايد رجوع كرد به تاريخ ايران باستان تأليف پيرنيا و ديگر تاريخهاى ايران قبل از اسلام . - م .
( 3 ) . در متنTurchieكه مراد كشور تركهاست يعنى عثمانى ديروز يا تركيهء امروز . - م .
( 4 ) .Aluathi