داريم و خلقى عظيم در زير علم هريك سينه مىزنند .
پس از آن به دژ كوچك استوارى به نام موش « 1 » مىرسى كه بر فراز تپهاى در ميان كوهها قرار دارد و در زير آن شهرى است كه محيطش سه ميل است و آكنده از مردم . به فاصلهء سه منزل از اين شهر دژ خوب مستحكمى در محلى به نام اخلاط « 2 » قرار دارد ، در كنار درياچهاى به درازاى چهل ميل كه پهنايش تا پنجاه ميل مىرسد و در شمال اين درياچه به مسافت پانزده ميل درياچهء ديگرى است كه محيطش هشتاد ميل است و در پيرامونش دژهايى قرار دارد . پايينتر از اخلاط شهرى است داراى يك هزار خانه . در هر دو اين درياچهها كشتيهاى فراوانى است كه در آنها سيروسفر مىكنند . در كنار درياچهء دوم نيز شهرى است به نام سيواس « 3 » كه محلى است خوب و داراى حصار . اگر بيشتر در طول كرانهء دريا برانيم به شهر ارجيش « 4 » مىرسيم كه داراى بارو و رودى است كه بر آن پلى پنج طاق زدهاند و ميان سيواس و ارجيش چهار پل ديگر براى عبور از رود ساختهاند . مقبرهء مادر جهانشاه « 5 » كه پادشاه ايران و جغتاى « 5 » بود در ارجيش است . به مسافت پنج روز از اينجا به ارياس « 6 » مىرسى كه قلعهاى است مستحكم و بر فراز تپه كوچكى قرار دارد . اگر همچنان به سوى خاور پيش روى به مسافت نيم روز به شهر خوى مىرسى و اين غير از آن خوى است كه پيش از اين نام بردم ، بلكه شهر ديگرى است به همان نام . پس از پنج روز سفر به دشتى مىرسى كه شهرى بزرگ در آن قرار دارد كه تيمور لنگ « 7 » آن را ويران كرده است . سپس به روستاهاى بسيارى برمىخورى تا مىرسى به درياچهء ديگرى به طول دويست و عرض سى ميل كه در آن جزايرى مسكون وجود دارد . سرانجام به دو شهر
هامش
( 1 ) . در متنMusكه در كتاب دياربكريه از آن به عنوان موش و صحراى موش ياد شده است . - م .
( 2 ) . در متنAllarchو در حاشيه اخلاط .
( 3 ) .Ceus( 4 ) . در متن هرزيل و در حاشيه ارجيش .
( 5 ) . در متنGiansa. كه همان جهانشاه است و يك سال در خراسان مستقر بود ( نوايى ) . ظاهرا منظور قلمرو جغتاى است يعنى خراسان .
( 6 ) .Orias( 7 ) . در متنZamberlanو در حاشيه تيمور لنگTamerlan.