به موشون « 1 » و از آنجا به حله « 2 » مىروى و سپس به تن « 3 » فرود مىآيى كه هر سه از قلاع مستحكم است ، با باروهاى نيكو و در پاى هركدام قريب پنج هزار خانه قرار دارد و رودى بزرگ از كنارشان مىگذرد كه از محلى نزديك خرپرت سرچشمه مىگيرد و مردم با زورق اين رود را گذاره مىكنند . همهء مردم ساكن اين نواحى كه از توابع و مضافات دژهاى يادشده بشمار مىروند قويونارى « 4 » خوانده مىشوند كه به زبان ما يعنى چوپان . سپس چون به سوى مشرق برانى مىرسى به دژى با حصار كه بر فراز تختهسنگى قرار دارد و پالو « 5 » خوانده مىشود . در زير آن شهرى است كه سيصد خانه دارد و از پايين آن رودخانهاى جارى است . باز چون به جانب مشرق سفركنى پس از چهار روز به دژى مىرسى به نام آموس « 6 » . در دشتى قرار دارد و اندك مردم است .
در سراسر كشور طرابوزان شراب فراوان مىاندازند و درختان تاك بىآنكه هرس شوند ببار مىنشينند ؛ ازاينرو پيوسته در آن ديار يك خم شراب را به كمتر از يك دوكات مىفروشند . جنگلهاى آن پر از درختان گردو است از نوع درختان گردوى اپوليا « 7 » و نيز ميوههاى بسيار خوب در آنجا بدست مىآيد . در برخى نقاط شرابى مىسازند به نام زامورا « 8 » .
از اينجا وارد خاك تركمانيه « 9 » مىشويد كه تا كنون ارمنستان خوانده مىشد اما اينك كسانى كه در آنجا زاده شدهاند قرهقوينلو « 10 » خوانده مىشوند يعنى سياه گوسپندان ، همچنانكه مردمان شهرستانهاى ايران و جغتاى آققوينلو « 11 » خوانده مىشوند به معنى سپيد گوسپندان و اينها نامهاى فرقههاى آن سامان است ، چنان كه ما نيز دار و دستههايى به نام گولفى « 12 » و گىبلينى « 13 » يا زمبرلانى « 14 » و ماستروچيرى « 15 »
هامش
( 1 ) . در متنMoschoneكه شايد ميشم مذكور در كتاب دياربكريه باشد ( ص . 367 ) . - م .
( 2 ) .Hallaكه ذكر آن در كتاب دياربكريه نيز آمده است . - م .
( 3 ) . در متنThene. و شايد همان قلعه تون مذكور در كتاب دياربكريه باشد . - م .
( 4 ) . در متنCoinariكه بايد قويونارى ، منسوب به قويون ( گوسفند ) باشد . - م .
( 5 ) .Palluذكر اين دژ در كتاب دياربكريه آمده است . - م .
( 6 ) . در متنAmosكه شايد همان آماسيه باشد . - م .
( 7 ) . در متنPugliaو در حاشيهApulia( اپوليا از نواحى جنوبى ايتاليا است ) . - م .
( 8 ) .Zamora( 9 ) .Turcomania( 10 ) .Caracoilu( 11 ) .Accoilu( 12 ) .Guelfi( 13 ) .Ghibellini( 14 ) .Zamberlani( 15 ) .Mastruccieri