مىرسى به سلطانيهء سابق الذكر كه از آنجا تا تبريز هفت روز راه است .
حال اگر كسى بخواهد از آنجا به جانب شرقى درياى باكو يعنى ناحيهء جغتاى سفر كند بايد از اين بلاد بگذرد : از تبريز تا سلطانيه يعنى از تبريز تا افشار سه روز راه ، از افشار تا ساوه چهار روز راه ، از ساوه تا خوى « 1 » كه شهركى است شش روز راه ، از خوى تا سارى « 2 » كه آن نيز شهركى است سه روز راه ، از سارى تا سندان « 3 » كه شهركى است چهار روز راه ، از سندان تا ترميجان « 4 » كه شهركى است سه روز راه ، از ترميجان تا گيلان « 5 » شش روز راه و از آنجا يكسره مىروى به آستارا « 6 » كه نام حرير استراتين « 7 » از آن مأخوذ است . آستارا نزديك درياى باكو است و هوايش چندان سازگار نيست . در آنجا گندم كم مىرويد و مردم برنج مىخورند و از آن نان مىپزند . در اين شهر و همه روستاهاى تابع آن هرجا كه آب باشد مردم به رشتن و بافتن پارچههاى ابريشمين مىپردازند ، در طول ساحل رودها ديگها و بساط كار خويش را گستردهاند . زيرا كرم ابريشم ، بيشمار تربيت مىكنند و درخت توت فراوان دارند . در اين نواحى كبك بيشمار است به حدى كه چون شاهزادهاى يا بزرگى بخواهد جشن و سورى برپا كند ، كبكها را مىپزند و به هركس ظرفى از برنج پخته با كبك مىدهند . اين غذا در مذاق آن قوم چندان لذيذ نيست ، خوراكى عادى است .
در طول كرانهء دريايى كه نام بردم شهرهاى بسيار است ، مانند آستارا ، لنكران « 8 » و مازندران « 9 » و جز اينها كه اكنون از آنها سخن نمىگويم و در اين شهرها بهترين پارچههاى ابريشمى را مىبافند . چون ابريشم در آن نواحى بدست مىآيد .
اكنون كه نزديكتر آمدهام بىجا نيست كه اندكى دربارهء راه طرابوزان به تبريز
هامش
( 1 ) . در متنChoiكه بايد غير از خوى آذربايجان باشد و دكتر نوايى آن را « خوار » مىپندارد . - م .
( 2 ) . راموزيو مىنويسد : « از خوى تا رى سه روز راه و از رى تا سارى الى آخر » .
( 3 ) . در متنLandanو در حاشيه « سندانSindan» ، شايد لاهيجان باشد . - م .
( 4 ) .Tremigan( 5 ) .Bilan( 6 ) . در متنStrauvaو در حاشيه استراباد . دكتر نوايى احتمال مىدهد كه آستارا باشد . - م .
( 7 ) .Strautineكه ظاهرا به معنى منسوب به استراباد يا استرابادى است . - م .
( 8 ) . در متنLanzibeuthكه احتمال دارد لنكران نزديك آستارا باشد . - م .
( 9 ) . در متن مادرندانى كه احتمال دارد مازندران باشد . - م .