متعددى كه ذكر شد هنوز از اين وسيله براى حملونقل استفاده مىشود و در آن تغييرى داده نشده است .
در جلو هر عرادهى توپ صندوقى محتوى سى تا پنجاه گلوله قرار دارد كه پس از به مصرف رسيدن آن بايد مدتها منتظر بمانند تا مهمات تازه برسد . شترها خيلى به كندى حركت مىكنند . هرشتر حامل دو صندوق و در هرصندوق پنجاه گلولهى كاليبر شش و يا سى گلولهى كاليبر دوازده نهاده شده است . شترها در دستههاى پنجاهتايى حركت مىكنند و كاليبر گلولههايى كه وسيلهى هردسته شتر حمل مىشود يكسان است . هنگام شب پس از آنكه بار را از پشت شترها پايين آوردند صندوقها را روى هم مىچينند و روى آن را با پوشش بزرگى از چرم مىپوشانند كه از آفتاب و باران مصون بماند .
ايرانيها اين مجموعه را قورخانه ( انبار باروت ) مىنامند .
هنگام اعلام خطر ، به خصوص در موقع شب ، در صورتى كه مجبور باشند با عجله حركت كنند معمولا ناگزير مىشوند كه مهمات را جا بگذارند زيرا در آن موقع گردآوردن شترها كه غالبا در چرا هستند ميسر نيست . حتى اگر امكان آن هم فراهم باشد ، براى بار كردن وقت كافى ندارند ، چون خدمهى هر قطار پنجاه شترى از چهار يا پنج نفر تجاوز نمىكند .
اعضا و اجزاى آتشبارها هم وضع خوب و مرتبى پيدا كردهاند . براى تكميل سازمان آتشبارها از مجموع توپچيها سه گردان تشكيل دادهاند كه دو تاى آنها در تبريز و دو نيم گردان يكى در ايروان و ديگرى در اروميه مستقر گرديدهاند .
لباس افراد توپخانه عبارت است از يك نيمتنهى آبى با يقه و سرآستين قرمز با لبهى زرد ، يك شلوار گشاد سفيد ، لوازم چرمى سفيد و كلاه ملى مانند ساير افراد قشون .
تنها زرادخانهاى كه در ايران داراى كارخانه مىباشد در تبريز واقع است . هنگامى كه شاه طرح ايجاد لشگر ذخيره را ريخت نظرش اين بود كه زرادخانهى مشابهى با كارخانهى توپريزى و اسلحهسازى در تهران تاسيس نمايد . گرچه زرادخانهى تبريز واجد چندان اهميتى نمىباشد با اين حال مىتوانم ادعا كنم كه از موقعى كه من به ايران آمدهام وضع آن
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٩٤