در خلال اين احوال بود كه شاه با تعداد كثيرى از لشگريان و توپخانهاش به آذربايجان آمد ، اما پس از شروع مذاكرات صلح كه بلافاصله پس از ورودش شكل گرفت ، حكم لغو قواى ذخيره را صادر نمود . اين سياست غلطى بود ، زيرا هنوز شرايط صلح تعيين نشده ، بر خلاف يك ضرب المثل ايتاليايى بود كه مىگويد " اگر طالب صلحى براى جنگ آماده باش " . شاه قواى سوارنظام و توپخانهاى را كه همراه داشت در آذربايجان گذاشت و بدين ترتيب وليعهد داراى مهمات زير گرديد :
توپ كاليبر 12 8 عراده
توپ كاليبر 9 1 عراده
توپ كاليبر 6 36 عراده
توپ كاليبر 4 4 عراده
توپهايى كه در ايروان بودند 4 عراده
خمپارهانداز 6 و 8 پوسى 3 عراده
خمپارهانداز 4 پوسى 10 عراده
جمعا 66 عراده
از لحاظ گلوله ، با وجود اينكه مقدارى از هندوستان وارد شده بود هنوز كمبود وجود داشت به طورى كه آنچه موجود بود به زحمت براى نيم جنگ كفايت مىكرد . اما چنانچه جنگ ادامه پيدا مىكرد ، وليعهد جدا مصمم بود كورههايى در حوالى اهر ايجاد نمايد . به طورىكه در فصول گذشته ذكر كردهام معادن بسيار عالى در آنجا پيدا مىشود .
وسايل نقلوانتقال توپها هم به خوبى فراهم گرديده بود : توپهاى كاليبر 12 به شش اسب تركمنى بسيار قوى و توپهاى كاليبر كوچكتر و خمپارهاندازها به چهار اسب بسته مىشد . منتها نقص موجود موضوع حمل تجهيزات بود كه هنوز هم به وسيلهى شتر انجام مىگيرد . خطرات دايمى اين طريقهى حمل از يكسو و دير رسيدن مهمات كه معلول كمى تحرك مىباشد از سوى ديگر باعث مىشود كه مهمات دير به مقصد برسد و كار پر كردن توپها را كه احتياج به زمان دارد دچار اشكال بنمايد . با تمام اين احوال و با وجود اشكالات و موانع
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٩٣