بودند . هريك از توپهاى مزبور داراى سازوبرگ كامل براى بستن شش اسب و هشت اسب بودند . آنگاه به تعليم توپچيها پرداختند و چنانچه دستورهاى سرى مبنى بر جلوگيرى از پيشرفت كامل توپخانه صادر نشده بود بدون شك در اين امر توفيق حاصل مىشد . لباس و انضباط توپچيها به سبك انگليسى بود . طرز راه رفتن و مشق با شمشير را در حال پياده به آنها آموختند . براى اين كار از وسايل نمايشى استفاده مىكردند . اوضاع به همين منوال ادامه داشت تا زمانى كه من سوارنظام منظم را سازمان دادم . در اين موقع شاهزاده قسمتى از توپخانهى اسبكش را زير فرمان من گذاشت و من هم به طرز بسيار شايستهترى به تعليم آنها پرداختم .
چندى بعد مسالهى اصلاندوز و لنكران پيش آمد . در مورد اصلاندوز شاهزاده فرماندهى يك آتشبار كامل را به يك افسر انگليسى وابسته به كمپانى هند به نام ليندزى محول نمود . من قبلا دربارهى نتايج اين واقعهى ناگوار و چهگونگى غنيمت گرفتن سيزده عرادهى توپ از طرف روسها سخن گفتهام .
افسر نامبرده به جاى اينكه از قشون كه در حال عقبنشينى بود به وسيلهى توپخانه حمايت كند ، از روى حماقت توپها را در قلعهى كوچكى مستقر نموده بود و در نتيجه ، عقبنشينى تبديل به بىنظمى كامل و فرار گرديد .
از دست دادن سيزده عرادهى توپ كه در آن موقع تمام توپخانهى وليعهد را تشكيل مىداد شاهزاده را در وضع بسيار بدى قرار داده بود . براى او فقط چند عرادهى توپ كاليبر دوازده باقى مانده بود كه بيشتر آنها در لنكران بود و بالاخره به دست روسها افتاد . در زير موجودى زرادخانه را بر طبق گزارشى كه مسوول انبار به من داد شرح مىدهم .
اين گزارش شگفتانگيز را به عنوان سندى كه نمودار وضع نظامى ايران در آنزمان بود حفظ كردهام .
يك عرادهى توپ كاليبر 9 با 150 گلوله و 50 گلولهى ساچمهاى در مارس 1812 در جنگ سلطامبوز به دست روسها افتاد .
كيسهى استوانهاى كه مقدار باروت 800 عدد
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٨٩