خط متوقف مىكنند و رويشان را به عقب برمىگردانند . در اين موقع شترها زانو مىزنند و رانندهها شروع به هدفگيرى و تيراندازى مىكنند و تا زمانى كه مجبور به ترك موقعيت خود نباشند به همين حال باقى مىمانند .
چنانچه از طرف سوارهاى دشمن مورد تعقيب قرار گيرند در حال حركت تيراندازى مىكنند و به ندرت گرفتار مىشوند .
حتى سريعترين اسبها هم به پاى آنها نمىرسند ، البته به شرط آنكه تا اندازهاى از اسبها پيشى داشته باشند .
توپخانهى منظم مانند ساير صفوف ارتش چه از لحاظ افراد و چه از نظر وسايل دوبارهسازى شدهى امروز بسيار عالى و از نظر مشق و كاربرد مىتواند با بسيارى از توپخانههايى كه در اروپا مىشناسم رقابت كند . توپخانهى منظم منحصرا به وسيلهى اسب حمل مىشود . وليعهد به دلايلى كه تا اندازهاى موجه است اجازهى توپخانهى پياده را نداده است .
اين سلاح مانند ديگر سلاحها در طول زمان تغييرات گوناگونى يافته است . سازمان اوليهى آن به وسيلهى افسرانى كه همراه ژنرال گاردان به ايران آمدند داده شد اما وسايل آن به قدرى مهمل و بىمصرف بود كه هربيننده را به رقت مىآورد به طورىكه مرا هم شرمسار نمود و به حق مورد تمسخر انگليسيها واقع شد . بايد اذعان كنم كه در آنزمان در ايران كارگر ماهر وجود نداشت ولى عدم تناسب توپها و پايهى آنها فقط به دليل سهلانگارى نابخشودنى فرانسويها بود كه ادارهى اين كار را بر عهده داشتند . از اينرو توپهاى مزبور به دلايلى كه ذكر خواهد شد هيچگاه مورد استفاده قرار نگرفت : اولا كاليبر توپها بسيار كوچك و تقريبا به اندازهى توپهايى بود كه پرتغاليها در جنگهاى كوهستانى به كار مىبردند . در ايران كه قسمت اعظم آن جلگه و فقط قسمتهايى كوهستانى است كه آن هم قابل عبور مىباشد « 1 » استفاده از اين نوع توپ بسيار مسخره و مضحك است . ثانيا پايهى توپها به قدرى ناقص و بد برش داده شده بود كه به سهولت مىشد
هامش
( 1 ) - منظور من قسمتى از خاك ايران است كه صحنهى جنگ بود .