حدس زد كه نمىتواند ساخت يك افسر توپخانهى فرانسوى باشد . بالاخره نمىدانم به چه دليل اين آقايان توپها را بر روى چرخهايى كه غلطك آن خيلى برجسته و محور آن به فاصلهى ده پوس از زمين بود سوار كرده بودند . فى الواقع اين توپخانه از هرلحاظ بيهوده و غير قابل استفاده بود .
علاوه بر اين در تركيب فلزات هم بىتوجهى شده بود و احتمالا به جاى يازده ليور قلع كه بايد طبق اصول با سى ليور مس مخلوط شود بيش از سى ليور قلع مخلوط نموده بودند ، به طورى كه يكى از توپها كه مورد آزمايش قرار گرفت پس از شانزده بار تيراندازى ديگر قابل استفاده نبود .
اعضا و اجزاى توپخانه هم بسيار بد بودند به طورى كه توپچيها طرز به كار بردن توپ و نشانهگيرى آن را نمىدانستند و فقط بلد بودند لولهى توپ را پاك كنند و سنبه بزنند . آنها از مهارتهايى كه يك توپچى بايد واجد باشد عارى بودند .
افسران انگليسى از هرموقعيتى براى به رخ كشيدن اين نواقص استفاده مىكردند . از اينرو به وليعهد پيشنهاد كردم كه تعدادى توپچى تازه كه حتى از توپچيهايى كه به وسيلهى فرانسويها تعليم يافته بودند نادانتر بودند ، تحت تعليم من قرار بگيرند . شاهزاده با اين پيشنهاد موافقت نمود و ضمنا دستور داد كه كليهى توپهايى را كه ميزان اختلاط فلزات آنها نامتناسب باشد ذوب نمايند . انهدام توپها بسيار مفيد واقع گرديد زيرا مواد مذابى كه از آن به دست آمد براى ريختن توپهاى جديد به كار رفت . اضافه مىنمايم كه در آن زمان در آذربايجان فلزات لازم براى توپريزى به ندرت فراهم مىشد به طورى كه چندى بعد براى ريختن شش توپ كاليبر شش ناچار شدند لولهنگهاى مسى ، ديگ و كماجدان و طشت و غيرهى اهالى تبريز را مصادره نمايند .
بنابراين تاريخ احياى توپخانه را مىتوان از دوران اين تحولات به حساب آورد ، ولى از آنجا كه در مدت كمى فراهم نمودن تعداد زيادى توپ كه با توپهاى جديد تناسب داشته باشد ميسر نبود ، پنجاه عراده از هندوستان وارد كردند كه چهلتاى آنها كاليبر شش و دهتاى ديگر كاليبر دوازده
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٨٨