پس از درگذشت اين كشورگشا و موقعى كه اوضاع نظامى ايران به منتها درجهى آشفتگى رسيد ، ديگر استفاده از اين سلاح متروك شد و فقط عرادههاى كوچكى كه بر پشت شتر حمل مىگرديد مورد استفاده قرار مىگرفت . ضمنا چون توپها را از پشت شترها پايين نمىآوردند اين حيوانات بيچاره علاوه بر باربرى كار پايههاى توپ را هم انجام مىدادند . اين توپخانهى مهمل و بىمصرف كه زنبورك ناميده مىشود از موقعى كه قشون سازمان پيدا كرده ، تنها مورد استفادهى آن حركت كردن جلو شاه يا شاهزادهها هنگام راهپيمايى است . گهگاه هم در طول جاده چندبار شليك مىكنند . در اينجا بىمورد نمىدانم كه به شرح چهگونگى سوار كردن زنبورك بپردازم .
هردستگاه بر روى پايهاى شبيه به شمعدان آهنى قرار گرفته است . اين شمعدان به خميدگى چوبى كه قسمت عقبى پالان شتر را تشكيل مىدهد محكم بسته شده است . قطعه چوب مزبور بسيار محكم و آهنكوب شده است به طورى كه بتواند در برابر پس زدن توپ موقعى كه آتش مىكنند مقاومت نمايد .
لولهى توپ را به وسيلهى لولايى كه به شمعدان اتصال دارد و به شكافى در زير آن منتهى مىشود مىتوان بالا يا پايين برد و آن را در ارتفاع مورد نظر قرار داد . در موقع جنگ يا راهپيمايى لولهى زنبورك را به عقب برمىگردانند و توپچيها كه سوار بر شتر هستند به سرعت خود را به محلى كه وجودشان ايجاب مىنمايد مىرسانند و در حال حركت توپ را پر مىكنند .
هرشتر در حدود بيست گلوله در دو كيسهى چرمى به شكل خرجين كه به پالان متصل شده ، حمل مىنمايد . راننده قطعهچوبى به طول سه پا در دست دارد كه به سه كار مىخورد : شلاق براى تنبيه حيوان ، سنبه براى توپ ، و وسيلهى اتصال فتيله . شترهايى كه براى حمل زنبورك به كار گرفته مىشوند سرعت بسيار دارند و مىتوانند در يك روز ده اسب را خسته كنند ، بدون آنكه از سرعتشان كاسته شود .
تعداد اين شترها بسيار زياد است و هر آتشبار غالبا از صد شتر تشكيل مىشود . شترها در مواقعى كه وضع زمين اجازه بدهد در جلو حركت مىكنند . هنگام تيراندازى آنها را در يك
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٨٦