سرنيزهى بزرگى قرار مىدادند . گذاردن سرنيزه در انتهاى نيزه هنوز در بين تركها معمول است . وليعهد ، كه همواره براى وارد نمودن آداب و رسوم اروپايى در پى فرصت مىگردد ، پرچمها را با ابهت بسيار بين هنگها تقسيم نمود .
پرچمها ابتدا به وسيلهى بالاترين مقام مذهبى و در حضور تمام قشون كه براى اين منظور گردآورده شده بود تبرك گرديد .
سپس مقام نامبرده دربارهى وظايف و تكاليف سربازان نسبت به شاهزاده سخنرانى مهيجى ايراد نمود و يادآور گرديد كه فريضهى هرسربازى است كه مرگ را بر رها كردن پرچم ترجيح دهد . زيرا اين پرچمها مانند بيرق پيغمبر است و چنانچه به دست كفار بيافتد براى آنها و خانوادهشان موجب بروز بدبختيهاى بىشمار خواهد گرديد .
آنگاه شاهزاده شخصا به جلو هرهنگ رفت و پس از ايراد خطابهى مختصرى دربارهى وقايع گذشته اين احساس را در آنها برانگيخت كه با اندك پشتكارى مىتوانند پيوسته موفق باشند . شاهزاده قويا دربارهى انضباط و اطاعت از ما فوق توصيههايى نمود و آنگاه به هرهنگ پرچمى را كه تعيين شده بود تسليم كرد . نظير اين تشريفات در هنگهاى سوارنظام و توپخانه هم به عمل آمد و هريك پرچم خود را دريافت داشتند . سپس شاهزاده به وسط ميدان آمد و در حالى كه درباريان و افراد بىشمار ستادش او را در ميان گرفته بودند ، كليهى دستهها در مقابل او رژه رفتند .
بر روى تمام پرچمهاى ايران نشان كشور كه شير خوابيده در جلوى آفتاب طالع مىباشد نقش بسته ، عبارت سلطان ابن سلطان فتحعلى شاه قاجار بر روى آنها نوشته شده است .
معنى اين عبارت چنين است : سلطان پسر سلطان ، فتحعلى شاه از ايل قاجار . ايرانيها مانند ما پرچم خود را با نوارهايى از تافتهى سفيد و شرابهى طلايى زينت مىدهند .
پرچمها به رنگ قرمز هستند كه دست على ( ع ) از نقره را در بالاى آن قرار دادهاند . بيرق سوارنظام به رنگ آبى است كه به سرنيزهى طلايى بسيار تيزى مانند سرنيزهى نيزهداران قشون اتريش و آلمان و روسيه منتهى مىشود .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٧٨