تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
نفوذ بيگلربيگيها را در قشون هراندازه هم كه كم باشد براى وليعهد توضيح دادم زيرا برايم مسلم بود كه علاوه بر روحيه‌ى خيانتكارانه‌ى آنها نسبت به پادشاه ، از انضباطى كه در قشون حكمفرما گرديده بىاندازه ناراضى هستند و كوشش مىكنند كه با نفوذ خود قشون را فاسد نمايند و افراد را به سستى و گسستگى سوق دهند . در چنين وضعى اصول نظامى اروپايى كه به سود شاه و ضرر آنها بود ، به بوته‌ى فراموشى سپرده مىشد . اين اصول چنان‌چه گفته شد بر خلاف ميل بيگلربيگيها برقرار شده بود و از اين‌رو آنها براى برانداختن آن تمام سعى خود را چه در گفتار و چه در عمل ، به كار مىبردند . با توجه به مراتب مذكور به شاهزاده توصيه كردم كه براى هرولايت يك فرمانده نظامى بلندپايه تعيين نمايد تا انتظامات و رسيدگى به امور كليه‌ى دسته‌هايى كه در آن ولايت مستقر هستند حتى در مواقع ساخلو را بر عهده بگيرد . اين فرماندهان گزارش فرماندهان دسته‌هاى تابع خود را دريافت مىكنند و به تقاضاى استانداران داير بر اعزام قوا جهت برقرارى نظم و يا وصول ماليات رسيدگى خواهند نمود . شاهزاده نه تنها نظرات مرا تاييد نمود ، بلكه بازرسى كل سوارنظام و فرماندهى نظامى اروميه را به من واگذار كرد . ساخلوى اروميه پس از تبريز و ايروان مهمترين ساخلوى آذربايجان بود و من از هرفرصتى براى تحقير و درهم‌شكستن غرور بيگلربيگى استفاده مىكردم . بيگلربيگى بدون اعتنا به دستورهاى صريح شاهزاده مىخواست رويه‌ى مستبدانه‌ى خود را در قشون همچنان ادامه دهد ، فى المثل پاى سربازها را به چوب ببندد . پسر اين بيگلربيگى كه مانند پدرش از سوارنظام منظم تنفر داشت روزى به جاى پدر بر مسند حكومت نشسته بود . اضافه مىكنم كه چون به من اجازه داده شده بود كه سواران تحت امر بيگلربيگى را در هنگ خودم وارد نمايم ، اين امر موجب تشديد تنفر آنها گرديده بود . بنا به دستور اين جوان دو نفر از افسران هنگ نيزه‌داران را توقيف نموده ، به كف پاى يكى از آنها سيصد ضربه شلاق زده بودند . كليه‌ى همكاران اين افسر كه به حق از اين پيش‌آمد خشمگين شده بودند ، نزد من
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 281 | گاسپار دروويل / منوچهر اعتماد مقدم