تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
تفويض فرماندهى تمام دسته‌هايى كه ذكر آن در بالا رفت مصمم نمايند و ضمنا به آنها اجازه داده شود كه دسته‌هاى مزبور را براساس و به سبك انگليسى تعليم دهند ؛ اما شاهزاده كه در آن موقع مشاورين خوبى داشت هرگز راضى به اين امر نشد ، مضافا به اين‌كه سركردگى هنگهاى ولايات بر عهده‌ى خوانين بود كه به هيچ‌وجه حاضر به خدمت تحت فرماندهى افسران انگليسى نبودند . علاوه بر آن وليعهد براى حفظ ظاهرهم شده نمىتوانست فرماندهى را از آنها بازپس بگيرد و به بيگانگانى كه از پشتيبانى افكار عمومى محروم بودند بسپارد ، به خصوص كه اين افسران به جاى جلب محبت دايما با لحن گستاخانه‌ى خود تنفر مردم را برمىانگيختند و ضمنا رفتارشان با بزرگان كشور بسيار سبك و جلف و نظير رفتارى بود كه با هنديها داشتند . انگليسيها چون نتوانستند موافقت شاهزاده را به دست بياورند لاجرم به شاه متوسل شدند و دخالت وى را در اين امر خواستار گرديدند . اما وليعهد لجاجت به خرج داد و ترجيح داد كه به جاى واگذاردن دسته‌هاى قديمى افراد تازه‌اى در اختيارشان بگذارد تا افواج جديدى تشكيل بدهند . عاقبت شاهزاده ايلات شقاقى و كنگرلو و شاهسون را براى اين كار تعيين نمود كه تبديل به سه هنگ شدند . انگليسيها با تمام كوششهايى كه نمودند ، موفق نشدند فرماندهى ساير افواج پياده‌نظام را به دست بياورند و تا زمانى كه شاه به آذربايجان سفر نمود فقط فرماندهى اين سه هنگ را بر عهده داشتند . شاه پس از ورود به آذربايجان ، فرمان داد بيست گردان جديد تشكيل و در اختيار افسران انگليسى گذارده شود . فرماندهى اين گردانها بين افسرانى كه به تازگى از هند آمده بودند تقسيم گرديد . در همين اوقات بود كه براى اولين بار هنگها صاحب پرچمهايى نظير بيرقهاى نظامى اروپايى گرديدند . سابق بر اين هنگها به جاى پرچم نوارهاى بزرگى به شكل ستاره‌ى دنباله‌دار كه از پارچه‌ى الوان بسيار ضخيمى درست شده بود بر نوك نيزه مىآويختند و در بالاى آن دست على ( ع ) يا
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 277 | گاسپار دروويل / منوچهر اعتماد مقدم